آرشيو
آموزش
آرشيو
پژوهش
تاریخ  تاریخ : ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۵
تعداد بازدید  تعداد بازدید : 477 views مرتبه

موضوع  : بررسی نظریه تکامل در قرآن                                       محقق :    حسین  اکبری

حسین اکبری ۶

 چکیده

برای شناخت انسان از منابع متعددی میتوان استفاده کرد ولی متقن ترین منبع همان کتاب آسمانی ما مسلمانان است.

در علم زیست درباره آفرینش انسان دو قول وجود دارد،نظریه فیکیسم و نظریه ترانسفورمیسم و درباره هریک از این اقوال،تایید کننده ای از قرآن بیان شده است . برای توضیح آیات قران در این باره از اقوال بزرگان علوم اسلامی برای هر نظریه استفاده شده است اما در مقام رد و اثبات هیچ یک وارد نشده است.

آیات بیان شده  شامل آیات ۱۳۳ سوره انعام که تایید کننده نظریه تکامل است، آیه ۶۱ سوره واقعه ، آیه ۳۰ سوره انبیاء و  ۱۱ سوره اعراف  که ایت الله مشکینی در ضمن این ایه نظریه تکامل را بیان کرده اند، و همچنین آیه ۲ سوره انعام، و آیه إِنَّ اللَّـهَ اصْطَفَى … با توضیح ید الله اصحابی ،آیه ۵۹ سوره ال عمران با بیان دکتر عدنان شریف ود رپایان نیز  از بیانات شهید مطهری برای توضیح این نظریه و اثبات آن استفاده شده است.

کلیدواژه

قرآن- نظریه تکامل- آیه-تفسیر

 

مقدمه

درباره نحوه آفرینش انواع موجودات دو نظریه است:

الف:نظریه ثبوت انواع یا فیکیسم:این نظریه بیان می کند که انواع جانداران هرکدام جداگانه از آغاز به همین شکل کنونی ظاهر گشتند،وهیچ نوع به نوع دیگر تبدیل نشده، و بالطبع انسان هم دارای خلقت مستقلی بوده که در آغاز به همین صورت آفریده شده است.

ب:نظریه تکامل انواع یا ترانسفورمیسم:این نظریه بیان میکند که موجودات زنده دریک روند تکاملی از موجودات قبل از خود پدید آمده اند مثلاً انسان از شامپانزه یک نوع حیوان،شبیه انسان یا میمون به وجود آمده.

طبق این نظریه روند تکاملی موجودات زنده از تک سلولی شروع شده ودر اثر تکامل رفته رفته پیشرفته تر و کامل تر شده اند و آخرین موجود این سلسله انسان است.

اولین بار این نظریه را لامارک(دانشمند جانور شناس معروف فرانسوی که در اواخر قرن ۱۸ و اوائل قرن ۱۹ می زیست)مطرح گردید.اما سال ها بعد داروین (دانشمند جانور شناس انگلیسی که در قرن۱۹ میزیست) با ارائه آن در قالب یک نظریه علمی به انجمن علمی لینیان رونقی به این نظریه داد و پس از آن طرفداران بسیاری پیدا کرد.

مادر این فرضیه نه در سدد اثبات و نه هستیم بلکه فقط استدلال های هردو گروه یا طرفداران ثبات انواع و تکامل انواع را بیان می کنیم.[۱].

علت نگاشتن این مقاله بیان کردن نظریه تکامل در اسلام و قرآن است.ما در این مقاله نه در مقام رد نه اثبات این نظریه ایم از ویژگی های این تحقیق این است از هیچ یک از نظریه طرفداری نمی کند بلکه فقط در مقام بیان آن است.ابا استعانت از خداوند متعال، ان شاء الله در مقاله های بعدی مفصل تر به این موضوع پرداخته می شود.

 

استدلال های مربوط به دو نظریه:

الف:آیه ۱۳۳ سوره انعام:

وَ رَبُّکَ الْغَنِیُّ ذُو الرَّحْمَهِ إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَ یَسْتَخْلِفْ مِنْ بَعْدِکُمْ ما یَشاءُ کَما أَنْشَأَکُمْ مِنْ ذُرِّیَّهِ قَوْمٍ آخَرینَ

و پروردگار تو بی نیاز و صاحب رحمت است ، اگر بخواهد شما را از بین می برد و پس از شما آنچه را بخواهد ( انسان یا غیر آن ) جانشین شما می کند همان گونه که شما را از نسل گروه دیگری پدید آورد.[۲]

همان طور که مشاهده می کنید خداوند متعال در این آیه به انسان ها می فرماید که شمارا از نسل گروه های دیگر آفریدم.

ب:آیه ۶۱ سوره واقعه:

 عَلی‏ أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثالَکُمْ وَ نُنْشِئَکُمْ فی‏ ما لا تَعْلَمُونَ

تا امثال شما را جایگزین شما کنیم و شما را به صورتی که نمی دانید آفرینشی تازه و جدید بخشیم.[۳]

یکی دیگر از آیاتی برای اثبات نظریه تکامل به کار میرود این آیه است به این صورت که منظور از (امثال) در آیه فوق شامپانزه ها هستند که انسان از آن ها آفرینش جدید یافته

پ:آیه ۳۰ سوره انبیاء:

جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْ‏ءٍ حَیٍّ

هر موجود زنده ای را از آب آفریدیم.[۴]

آیه الله مشکینی با طرح آیه فوق می‌نویسند:

« آیه فوق دلالت بر آفرینش همه موجودات زنده اعم از نباتات و حیوانات از جمله انسان از « آب» دارد . پس اینجا قسمتی از عقاید قائلین به تکامل اثبات می‌شود.»[۵]

سید قطب‌نیز با ذکر آیه فوق آن را دلیل بر پیدایش حیات از آب می‌داند و اشاره می‌کند این همان چیزی است که علم جدید بیان کرده که اصل حیوانات زنده از آب است و زندگی از آب دریا پیدا شده و سپس انواع و اجناس از آن پیدا شد . پس این مطلبی که داروین را بر آن تمجید می‌کنند قرن‌ها قبل از او قرآن بیان کرده بود.[۶]

برخی از نویسندگان در مورد پیدایش حیات در زمین آورده‌اند که : « پس از گذشت ۱۵۰۰ میلیون سال از عمر زمین تدریجاً این کره سرد شد و سپس در دورن آن فعل و انفعالات شدیدی از حرارت درونی و سرمای برونی درگرفت و تکانها و زلزله‌های شدید اتفاق افتاد. و سپس بخارهایی از زمین برخاست و ابرها تشکیل شد و باران‌ها آمد و سطح زمین را پوشاند و دریاها تشکیل شد.

حدود پانصد میلیون سال زندگی در قعر دریاها به صورت ابتدائی بود. و موجودات تک‌سلولی پیدا شد. و سپس گروههای مختلف گیاهان و حیوانات دریایی حدود ۱۷۵ میلیون سال قبل پیدا شدند.»[۷]

قبلاً سخنان صاحب‌نظران دیگر در مورد خلقت همه چیز از آب و استناد آنان به این آیه را آورده‌ایم (در بحث « منشأ پیدایش حیات در زمین».)

ت:آیه ۱۱ سوره اعراف:

وَلَقَدْ خَلَقْنَاکُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاکُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ لَمْ یَکُن مِّنَ السَّاجِدِینَ

و همانا ما شما را آفریدیم و سپس شکل دادیم‌تان و سپس به فرشتگان گفتیم به آدم سجده کنید.

آیه الله مشکینی با طرح آیه ۱۱ سوره اعراف می‌نویسد:

« آیه فوق از جمله بهترین آیات قابل استفاده ، برای اثبات این نظریه [تکامل] است،‌زیرا خداوند در این آیه بیان می‌کند که ابتدا او قبل از شکل دادن به انسان، او را آفرید و بعد از مدت نامعلوم ( به قرینه کلمه ثم) او را به شکل انسان فعلی درآورده است. سپس بعد از مدتها، فرشتگان را امر به سجود در برابر یکی از افراد نوع انسان کرده است.»

و سپس سه مرحله خلقت انسان را از آیه فوق اینگونه استفاده می‌کند:

اول: مرحله بعد از خلقت و پیش از شکل‌گرفتن به صورت انسان (تکوین او از آب و خاک) .

دوم:‌مرحله بعد از پیدا کردن شکل « انسان» و پیش از انتخاب آدم از بین افراد نوع.

سوم : مرحله انتخاب آدم از بین آنها و بعد از آن امر کردن فرشتگان به سجود بر آدم.[۸]

ایشان در توضیح آیات ۲۸ ـ ۲۹ سوره حجر « انی خالق بشرا من صلصال من حما مسنون فاذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین» و آیه ۷۱ سوره ص می‌گویند که مقصود از « بشر» در این آیه کل نوع اوست. یعنی نوع و طبیعت کلی اوست نه فرد بخصوص و برگزیده مانند «آدم».

و در مورد واژه « تسویه» (جمله سویته) می‌گویند: تقریبا به معنای جاری ساختن انسان در مسیر تکامل است تا اینکه به صورت انسان درآمده و آماده نفخ روح …گردد.[۹] جالب این است که آیه الله مکارم شیرازی حفظه الله مفسر معاصر، آیات ۲۶ ـ ۲۸ ـ ۲۹ سوره سوره حجر را به عنوان مهمترین دلیل طرفداران ثبات انواع آورده‌اند و با توجه به قرینه ذکر سجده فرشتگان که بلافاصله بعد از آیات فوق در سوره حجر آمده است . «فسجد الملائکه کلهم اجمعون الا ابلیس» [۱۰] فرشتگان همگی و بدون استثناء سجده کردند جز ابلیس» می‌گویند:

« مقصود از انسان و بشر در آیات فوق شخص آدم است. و طرز بیان این آیات نشان می‌دهد که میان خلقت آدم از خاک و پیدایش صورت کنونی انواع دیگری وجود نداشته است و سپس در پاسخ به استدلال طرفداران نظریه تکامل به واژه « ثم » (‌در امثال آیه ۱۱ سوره اعراف ) می‌نویسند: تعبیر به «ثم» که در بعضی آیات آمده و در لغت عرب برای « ترتیب با فاصله » آورده می‌شود هرگز دلیل بر گذشتن میلیون‌ها سال و وجود هزاران نوع نمی‌باشد بلکه هیچ مانعی ندارد که اشاره به فاصله‌هائی باشد که در میان مراحل آفرینش آدم از خاک و سپس گل خشک و سپس دمیدن روح‌ الهی وجود داشته است. و لذا همین کلمه «ثم» درباره خلقت انسان در جنین و مراحلی را که پشت سر هم طی می‌کند آمده است (حج /۵) پس « ثم » همانگونه که در فواصل طولانی به کار می‌رود در فاصه‌های کوتاه هم استعمال می شود.»[۱۱]

ث:آیه ۲ سوره انعام:

هُوَ الَّذِی خَلَقَکُم مِّن طِینٍ ثُمَّ قَضَى- أَجَلًا – وَأَجَلٌ مُّسَمًّى عِندَهُ – ثُمَّ أَنتُمْ تَمْتَرُونَ

« اوست که شما را از گل (آب و خاک) آفرید و سپس مهلتی مقرر کرد و مهلت مقرر پیش اوست.»

و نیز ص /۷۱ و سجده /۸ و نیز مؤمنون /۱۲ همین مضمون را دارند.

« انا خلقناکم من طین لازب»[۱۲]

«ما شما را از گل چسبنده آفریدیم.»

« انی خالق بشرا من صلصال من حما مسنون »[۱۳]

«من بشری از گل خشک که از لجن تیره رنگ ریخته شده است می‌آفرینم »

آیه الله مشکینی درباره این آیات می‌نویسد: « تمامی این آیات وضع این نوع (انسان) را قبل از پیدا کردن شکل انسان بیان می‌کند و مقصود فرد فرد انسانها نیست زیرا فردفرد انسانها از خاک آفریده نشده‌اند.

اینکه می‌گوید « قضی اجلا» (مهلتی مقرر کرد) منظور این است که خداوند، آفرینش و تکوین انسان را ، حتمیت و استواری بخشید که مدت آن پیش خودش معلوم است و شاید هم،‌این مدت همان مدت زمان فاصله بین آغاز آفرینش انسان از خاک تا تحقق تصویر و شکل دادن به انسان و تشکیل این نوع خاص از جانداران ، می‌باشد.»[۱۴]

ایشان در مورد آیات ۸ـ۹ سوره سجده دو احتمال را مطرح می‌کنند:

« اول اینکه بگوییم مقصود از (بدء‌خلق الانسان) آغاز آفرینش آدم باشد. که در این صورت نظریه ثبات انواع تأیید می‌شود.

اما اشکال این برداشت آن است که لازم می‌آید بقای نسل با تولید مثل بوسیله منی، قبل از تشکیل دادن و آراستن و نفخ روح در او انجام گیرد.

دوم اینکه بگوییم مقصود آغاز آفرینش هر موجود زنده و سپس حرکت دادن آن در مسیر تکامل و آراستن و شکل دادن او به صورت « انسان» و سپس نفخ روح خدا(عقل) در او می‌باشد.»[۱۵]

برخی دیگر از نویسندان درباره آیه « و لقد خلقنا الانسان من سلاله من طین»[۱۶] نوشته‌اند که آیه فوق اشاره صریح است به اینکه انسان در ابتدا از خاک آفریده نشده است بلکه از سلاله‌‌ای آفریده شده که مقدمه ظهور نوع انسان شده است. [۱۷]

و جالب این است که برخی دیگر همین آیه ۱۲ سوره مؤمنون را دلیل رد نظریه داروین دانسته‌اند[۱۸]و برخی به معنای عناصر تشکیل دهنده بدن انسان از خاک و آب دانسته‌اند.[۱۹]

و برخی دیگر از نویسندگان آیات فوق را اعجاز علمی قرآن دانسته‌اند از این جهت که جسم انسان از عناصر خاکی تشکیل شده و‌ آیات مذکور نیز می‌گوید انسان را از خاک آفریدیم . و یاانسان از نطفه‌ای آفریده شده که از عناصر خاکی بوجود می‌آید . و در هر صورت آیه فوق را معجزه علمی دانسته‌اند.[۲۰]

ج: آیه ۳۳ سوره ال عمران:

إِنَّ اللَّـهَ اصْطَفَى- آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِینَ

« به درستی که خداوند آدم و نوح و ال ابراهیم و آل عمران را بر عالمیان برگزید»

دکتر یدالله سحابی در مورد آیه فوق می‌گوید:‌

« به تصریح این آیات (اعراف /۱۱ ـ سجده /۷ـ۹) آدم از میان جمعی که مثل او بودند و از پیش با او می‌زیستند برگزیده شد…. و لهذا بیان آنکه نوع انسان از آدم پدید آمده است از نظر قرآن مبنا و اساس ندارد و به هیچ وجه درست نیست.»[۲۱]

و در مقابل آقای مسیج مهاجری که معتقد است قرآن کریم به هیچ وجه فرضیه تکامل را تأیید نمی‌کند ،‌در توجیه آیه ۳۳ سوره آل عمران می‌نویسد:‌

« چون العالمین عام است،‌آدم،‌نوح،‌آل ابراهیم و آل عمران از میان تمام مردم قبل و بعد خود برگزیده شده‌اند. و ممکن است بگوییم آدم(ع) بعد از مدتی که صاحب فرزندان …. شد برگزیده شد. (پس قبل از آدم انسانهای دیگری وجود نداشته‌اند)»[۲۲]

آیه الله مکارم شیرازی حفظه الله نیز با رد سخنان برخی نویسندگان که آیه « علی العالمین » را دلیل مسأله تکامل انواع دانسته‌اند و می‌گویند :‌در عصر آدم (ع)، عالمیان یعنی «جامعه انسانی» وجود داشته است،‌بنابراین مانعی ندارد که انسان نخستین که میلیون‌ها سال قبل بوجود آمده از حیوانات دیگر تکامل یافته، و « آدم» تنها یک انسان برگزیده بوده است، می‌نویسند:

«هیچ گونه دلیلی در دست نیست که منظور از عالمین دراینجا انسانهای معاصر آدم بوده باشند بلکه ممکن است مجموع جامعه انسانیت در تمام طول تاریخ بوده باشد. بنابراین لزومی ندارد که معتقد باشیم در عصر آدم،‌انسانهای زیادی وحود داشتند که آدم از میان آنها برگزیده باشد.»[۲۳]

آیه الله مصباح یزدی با طرح آیه ۳۳ آل عمران و نظراتی که می‌گوید « آدم از بین انسان‌های دیگر برگزیده شد.» می نویسند:

« می‌توان گفت که : انسانی را بر همه انسانهایی که از پس او می‌آیند ترجیح دادم… و اگر تنزل کنیم و بپذیریم که لازم است در عصر حضرت آدم،‌انسانهایی دیگر باشند ، می‌توانند فرزندان خود او بوده باشند.»[۲۴]

چ:آیه۵۹ سوره آل عمران

إِنَّ مَثَلَ عِیسَى- عِندَ اللَّـهِ کَمَثَلِ آدَمَ – خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ کُن فَیَکُونُ

« همانا مثل عیسی(ع) در پیش خداوند همانند مثل آدم است که خداوند او را از خاک آفرید . و سپس به او گفت موجود شو پس شد.»

«خلق الانسان من صلصال کالفخار »[۲۵]

« خداوند ،‌انسان را از گل خشک همانند سفال بیافرید.»

دکتر عدنان شریف تمام آیاتی را که خلقت انسان از خاک را مطرح می‌کند با نظریه داروین معارض می‌داند؛ چرا که می‌گوید انسان از خاک آفریده شده نه از موجود قبلی که زنده بوده است.[۲۶]

آیه الله مشکینی در مورد آیه ۵۹ سوره آل عمران دو احتمال را مطرح می‌کند:

اول اینکه آیه دلیل ثبات انواع باشد . چرا که از ظاهر آیه بر می آید که خداوند آدم را از خاک آفرید یعنی او را از خاک صورت و شکل داد سپس به او گفت انسانی زنده باش پس چنین شد و این همان مطلوب عقیده ثبات انواع است. و وجه شبه در اینجا چگونگی آفرینش یعنی بدون پدر و مادر آفریده شدن است.

دوم اینکه بگوئیم آیه با نظریه تکامل منافاتی ندارد. چرا که اشکالی در تشبیه عیسی (ع) به آدم (ع) از لحاظ خلقت از خاک، غذا ،‌نطفه و علقه تا ولادت و بعد از آن نیست. و همچنین اشکالی نیست که بگوییم خداوند به عیسی(ع)، همراه پیامبری ازهمان آغاز زندگی عقل و نیروی درک و اندیشه از طریق اعجاز و اراده ماوراء طبیعی خود برخلاف قانون طبیعت و … اعطاء نمود چنان که به آدم نیز عقل و یا علم و نبوت را بدینگونه داد.

وجه شبه در آیه همان همانندی در ذکر آفرینش و علماست.و «کن» (باش) که خداوند به آدم می‌گوید ،بدین معنا است که :‌ عاقل و عالم یا عالم و پیامبر باشد.

و در اینجا وجه شبه در ذکر آفرینش از خاک، آفرینش اصلی و ذاتی است و می‌خواهد بطلان آنچه را در ذهن آنها (مسیحیان) فرو رفته یعنی اینکه می‌گویند آفرینش عیسی (ع) و آدم (ع) از طریق سنن و قوانین جاری خدائی در خلقت انسان، صورت نگرفته است،‌اعلام کند.[۲۷]

ایشان در جای دیگر با طرح آیه ۱۴ سوره رحمن دو تفسیر از آیه می‌آورد و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که این آیه به تنهایی بر ثبات انواع و بر تکامل انواع دلالت ندارد . و مجمل است و اثبات هر دو قول را می‌توان از آن برداشت کرد.[۲۸]

دکتر احمد ابوحجر با طرح آیات فوق می‌نویسد: این آیات اشاره می‌کند که خدا آدم (ع) را در ابتدا از خاک به همین شکل آفرید و هیچ آیه از قرآن اشاره به تحول انسان از نوعی به نوع دیگر ندارد.[۲۹]

آیه الله مکارم شیرازی در ذیل آیه ۵۹ سوره آل عمران پس از شحر شأن نزول آیه که در مورد مسیحیان نجران است و آنها ولادت حضرت عیسی (ع) را مطرح کردند و بدون پدر بودن او را دلیل الوهیت او گرفتند و آیات فوق به آنان پاسخ داد و چون مسیحیان قبول نکردند آنها را به مباهله دعوت کرد می‌گوید: منظور از (خلقه من تراب) در آفرینش آدم همان آفرینش جسم آدم و جنبه مادی او است و این مطلب به قرینه جمله‌های بعدی بدست می‌آید. که اشاره به آفرینش حیات و روح می‌کند و می‌گوید « ثم قال له کن فیکون» « سپس به او گفت موجود شو، او هم موجود گردید.» یعنی با فرمان آفرینش «حیات و روح» به کالبد آدم دمید.[۳۰]

آیه الله مصباح یزدی نیز با طرح شأن نزول آیه ۵۹ سوره آل عمران و اینکه آیه درصدد پاسخ به پدر نداشتن حضرت عیسی(ع) بوده است،‌می نویسند:

« این استدلال به درستی نشان می‌دهد که اگر فرض کنیم حضرت آدم(ع)‌از نسل میانگینی بین خاک و خود بوجود آمده،‌مثلاً از انسانهایی که عقل نداشته‌اند،‌این استدلال نمی‌تواند استدلال تامی باشد زیرا نصارای نجران می‌توانستند بگویند ،‌حضرت آدم از نطفه‌ای حیوانی بوجود آمده است.

اگر ما این استدلال را تمام بدانیم ـ که هست ـ ناچار باید بپذیریم که حضرت آدم(ع) از نسل هیچ موجود دیگری بوجود نیامده است.»[۳۱]

 

برخی از بیانات شهید مطهری پیرامون توحید وتکامل:

از جمله مسائلى که به نظر من تأثیر زیادى در گرایشهاى مادّى داشته است، توهّم تضاد میان اصل «خلقت و آفرینش» از یک طرف و اصل «ترانسفورمیسم» یعنى اصل تکامل خصوصاً تکامل جانداران از طرف دیگر است. و به عبارت دیگر، توهّم اینکه «آفرینش» مساوى است با «آنى و دفعىّ الوجود» بودن اشیاء، و «تکامل» مساوى با «خالق نداشتن اشیاء» است.

آنچنانکه از تاریخ برمى‏آید در مغرب زمین بخصوص این اندیشه وجود داشته است که لازمه اینکه جهان به وسیله خداوند به وجود آمده باشد این است که همه اشیاء، ثابت و یکنواخت بوده باشند و تغییرى در کائنات، خصوصاً در اصول کائنات یعنى «انواع»، رخ ندهد. پس تکامل خصوصاً تکامل ذاتى- یعنى تکاملى که مستلزم این باشد که ماهیّت یک شى‏ء تغییر کند و نوعیّت آن عوض شود- غیر ممکن است. از طرف دیگر، مى‏بینیم که هر اندازه علوم سیر تکاملى انجام مى‏دهند و توسعه مى‏یابند، مسأله اینکه اشیاء و بالاخص جانداران یک قوس صعودى تکاملى را طى مى‏کنند، بیشتر ثابت و مبرهن مى‏گردد. نتیجه این دو مقدّمه این است که علوم- بالاخص علوم زیستى- در جهت ضدّ خدا شناسى گام برمى‏دارند.

چنانکه مى‏دانیم نظریّات لامارک و داروین، خصوصاً شخص اخیر، غوغایى در اروپا به پا کرد. داروین با اینکه شخصاً مردى معتقد به خدا و مذهب بود و مى‏گویند در لحظات احتضار، کتاب مقدّس را به سینه چسبانیده بود و خود وى مکرّر در نوشته‏هایش ایمان خود را به خداوند اعلام مى‏کند، نظریّاتش صد در صد ضدّ خدا معرّفى شد.

ممکن است گفته شود ترانسفورمیسم به طور کلّى (خصوصاً داروینیسم با توجّه به فرضیّه وى در این باره که اصل انسان از میمون است اگر چه بعد مردود گشت) از آن جهت ضدّ خدا شناخته شد که برخلاف مندرجات کتب مقدّس مذهبى بود؛ زیرا کتب مذهبى عموماً خلقت انسان را از یک انسان اوّلى به نام «آدم» مى‏دانند که ظاهر این است که او مستقیماً از خاک آفریده شده است. علیهذا بحقّ و بجا بوده که داروین و داروینیستها، بلکه همه طرفداران تکامل، ضدّ خدا شناخته شوند، زیرا به هیچ وجه‏ نمى‏توان میان اعتقاد به مذهب و اعتقاد به اصل تکامل آشتى داد. چاره‏اى نیست از اینکه از ایندو یکى اختیار و دیگرى رها شود.

جواب این است که اوّلًا آنچه علوم در این زمینه بیان داشته‏اند فرضیّه‏هایى است که دائماً تغییر کرده و اصلاح شده و یا باطل شناخته شده و فرضیّه‏اى دیگر جانشین آن شده است. با اینچنین فرضیّه‏هایى نمى‏توان مطلبى را که در یک کتاب آسمانى آمده است، اگر به صورت صریح و غیرقابل توجیهى بیان شده باشد، مردود شناخت و آن را دلیل بر بى‏اساسى اصل مذهب شمرد و بى‏اساسى مذهب را دلیل بر نبودن خدا گرفت.

ثانیاً علوم در این جهت سیر کرده است که تغییرات اساسى که در جانداران پیدا شده، خصوصاً مراحلى که نوعیّت تغییر یافته و ماهیّت عوض شده است، به صورت جهش یعنى سریع و ناگهانى بوده است. دیگر مسأله تغییرات بسیار بطى‏ء و نامحسوس و کند و متراکم مطرح نیست. وقتى که علم ممکن دانست که طفل یکشبه ره صد ساله برود، چه دلیلى درکار است که چهل شبه ره صدها میلیون ساله را نرود؟

آنچه در کتب مذهبى آمده است فرضاً صراحت داشته باشد که «آدم اوّل» مستقیما از خاک آفریده شده است، به شکلى بیان شده که نشان مى‏دهد ملازم با نوعى فعل و انفعال در طبیعت بوده است. در آثار مذهبى آمده است که طینت آدم چهل صباح سرشته شد. چه مى‏دانیم؟ شاید همه مراحلى را که به طور طبیعى اوّلین سلول حیاتى باید در طول میلیاردها سال طى کند تا منتهى به حیوانى از نوع انسان بشود، سرشت و طینت «آدم اوّل» به اقتضاى شرایط فوق العاده‏اى که دست قدرت الهى فراهم کرده بوده است، در مدّت چهل روز طى کرده باشد؛ همچنانکه نطفه انسان در رحم در مدّت نه ماه تمام مراحلى را که مى‏گویند اجداد حیوانى انسان در طول میلیاردها سال طى کرده‏اند، طى مى‏کند.

ثالثاً فرض مى‏کنیم آنچه در علوم در این زمینه آمده است بیش از حدّ فرضیّه است و از نظر علوم قطعى است، و هم فرض مى‏کنیم که ممکن نیست شرایط طبیعى به صورتى فراهم شود که مادّه مراحلى را که در شرایط دیگر کند و بطى‏ء طى مى‏کند در آن شرایط سریع و تند طى کند و از نظر علم قطعى است که انسان اجداد حیوانى داشته است. آیا ظواهر مذهبى غیر قابل توجیه است؟ ما اگر مخصوصاً قرآن کریم را ملاک قرار دهیم مى‏بینیم قرآن داستان آدم را به صورت به اصطلاح سمبولیک طرح‏ کرده است. منظورم این نیست که «آدم» که در قرآن آمده نام شخص نیست، چون «سمبل» نوع انسان است- ابداً- قطعاً «آدم اوّل» یک فرد و یک شخص است و وجود عینى داشته است؛ منظورم این است که قرآن داستان آدم را از نظر سکونت در بهشت، اغواى شیطان، طمع، حسد، رانده شدن از بهشت، توبه و … به صورت سمبولیک طرح کرده است. نتیجه‏اى که قرآن از این داستان مى‏گیرد، از نظر خلقت حیرت انگیز آدم نیست و در باب خداشناسى از این داستان هیچ گونه نتیجه‏گیرى نمى‏کند، بلکه قرآن تنها از نظر مقام معنوى انسان و از نظر یک سلسله مسائل اخلاقى، داستان آدم را طرح مى‏کند. براى یک نفر معتقد به خدا و قرآن کاملًا ممکن است که ایمان خود را به خدا و قرآن حفظ کند و در عین حال داستان کیفیّت خلقت آدم را به نحوى توجیه کند. امروز ما افرادى با ایمان و معتقد به خدا و رسول و قرآن را سراغ داریم که داستان خلقت آدم را در قرآن به نحوى تفسیر و توجیه مى‏کنند که با علوم امروزى منطبق است. احدى ادّعا نکرده است که آن نظریّه‏ها برخلاف ایمان به قرآن است. ما خودمان وقتى آن نظریّه‏ها را در کتابهاى مربوط به این موضوع مطالعه مى‏کنیم در آنها نکات قابل توجّه و تأمّل زیادى مى‏بینیم، هر چند صد در صد قانع نشده‏ایم.

به هر حال، این گونه مطالب را بهانه انکار قرآن و مذهب قرار دادن تا چه رسد بهانه انکار خدا قرار دادن، بسیار دور از انصاف علمى است.

رابعاً فرضاً قبول کردیم که ظواهر آیات مذهبى غیر قابل توجیه است و از نظر علمى هم تسلسل انسان از حیوان، قطعى است؛ حدّاکثر این است که انسان ایمان خود را به کتب مذهبى از دست بدهد، چرا ایمان خود را به خدا از دست بدهد؟ اوّلًا شاید مذاهبى در جهان پیدا شوند که درباره خلقت انسان، به صراحت تورات، اصل انسان را مستقیماً از خاک ندانند. ثانیاً چه ملازمه‏اى هست میان قبول نداشتن یک یا چند یا همه مذاهب و میان قبول نداشتن خدا؟ همواره در جهان افرادى بوده و هستند که به خداوند ایمان و اعتقاد دارند ولى به هیچ مذهبى پاى بند نیستند.

از مجموع آنچه گفتیم معلوم شد فرض تضاد میان مندرجات کتب مذهبى و اصل تکامل، عذرى براى گرایش به مادّیگرى محسوب نمى‏شود؛ مطلب چیز دیگرى است. حقیقت آن است که مادّیین اروپا خیال مى‏کرده‏اند که فرضیّه تکامل عقلًا و منطقاً با مسأله خدا سازگار نیست- اعمّ از آنکه با مذهب سازگار باشد یا نباشد- بدین جهت اظهار مى‏داشتند که با قبول اصل تکامل، مسأله خدا منتفى است.[۳۲]

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه گیری

از طرفی نظریه‌های علمی در جوامع علمی معاصر به صورت نظریات « ابطال پذیری» مطرح می‌شود یعنی به صورت افسانه‌های مفید پذیرفته می‌شود و تا وقتی نظریه بهتری جانشین آن نشده از دایره علم بیرون نمی‌رود و لذا نظریه تکامل هر چند که اثبات قطعی نشده است،‌ولی امروزه یک نظریه مورد قبول اکثریت جامعه علمی (علوم تجربی ) است . هر چند که هنوز هم نظریه ثبات انواع به صورت یک احتمال مطرح است.

از طرف دیگر همانطور که مشاهده کردیم آیات قرآن قابل انطباق با نظریه تکامل و نظریه ثبات انواع هر دو هست و هیچ آیه‌ای بدست نیامد که نص باشد و یا ظهور قوی در یکی از دو طرف داشته باشد. پس نمی توان یکی از دو نظریه را به صورت قطعی به قرآن نسبت داد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع

 

نام کتاب نام نویسنده سال نشر ناشر محل نشر
تکامل در قرآن آیت الله علی مشکینی دفتر نشر فرهنگ اسلامی تهران
تفسیر نمونه آیت الله ناصر مکارم شیرازی ۱۳۷۴ دار الکتاب اسلامیه تهران
Campbell   Biology Jane reeceLisa uryMichael cainSeven wasserman ۱۳۹۳ انتشارات خانه زیست شناسی
ترجمه قرآن حجت الاسلام حسین انصاریان ۱۳۸۳ اسوه قم
مجموعه آثار شهید مطهری شهید مرتضی مطهری

 

 

 

 

 

 

[۱] -بیو لوژی کمپل،صفحه ۴۵۰

[۲] -ترجمه آیت الله مشکینی

[۳] -ترجمه حجت الاسلام انصاریان

[۴] -ترجمه آیت الله مشکینی

[۵] -تکامل در قرآن، ص ۲۳ ـ ۲۴٫

[۶] – ر.ک: فی ظلال القرآن، ج ۶، ص ۱۱۱٫

[۷] -عبدالغنی الخطیب، قرآن و علم امروز، ترجمه دکتر اسدالله مبشری، ص ۱۲۹ ـ ۱۳۰ ، با تلخیص.

-[۸]  تکامل در قرآن، ص ۲۵ ـ ۲۶ با تلخیص.-

[۹] -همان،‌ص ۳۰ ـ ۳۲٫

[۱۰] -حجر /۳۰ ـ ۳۱

[۱۱] – تفسیر نمونه، ج ۱۱، ص ۸۸ ـ ۸۹ با تلخیص

[۱۲] -صافات / ۱۱

[۱۳] -حجر/۲۹

[۱۴] -تکامل در قرآن، ص ۲۶ـ۲۷ با تلخیص

[۱۵] -همان،‌ص ۳۲ـ۳۳

[۱۶] -مؤمنو ن/۱۲

[۱۷] -ر.ک: دکتر مصطفی محمود، القرآن، محاوله لفهم عصری، ص ۵۳ ـ ۵۵

[۱۸] -ر.ک: بسام دفضع ، الکون و الانسان بین العلم و القرآن، ص ۱۵۲

[۱۹] – ر.ک: بسام دفضع ، الکون و الانسان بین العلم و القرآن، ص ۱۵۲

[۲۰] -محمد محمود اسماعیل، الاشارات العلمیه فی الایات الکونیه‌فی القرآن الکریم، ص ۱۱

[۲۱] -خلقت انسان، ص ۱۰۸

[۲۲] – نظریه تکامل از دیدگاه‌ قرآن،‌ص ۵۴ و ۵۶

[۲۳] -تفسیر نمونه،‌ج ۲، ص ۳۹۱

[۲۴] -معارف قرآن، ص ۳۴۵

[۲۵] – رحمن /۱۴

[۲۶] -ر.ک: دکتر عدنان الشریف، من علوم الارض القرآنیه، ص ۲۰۷٫

[۲۷] -تکامل در قرآن ، ص ۵۵ ـ ۵۶ با تلخیص

[۲۸] -همان،‌ص ۵۴ ـ ۵۶ با تلخیص

[۲۹] – ر.ک: دکتر احمد عمر ابو حجر،‌التفسیر العلمی للقرآن فی المیزان،‌ص ۴۰۰

[۳۰] -تفسیر نمونه،‌ج ۲، ص ۴۳۵ ـ ۴۳۶

[۳۱] -معارف قرآن، ص ۳۴۲٫

[۳۲] -مجوعه آثار شهید مطهری،ج ۱،ص ۵۱۳-۵۱۶

دیدگاه ها
  1. mohammad چهارشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۵ ، ۱۷ : ۵

    in tahghigho man neveshtam

    پاسخ
دیدگاه شما
ایمیل شما در نظر منتشر نخواهد شد