آرشيو
آموزش
آرشيو
پژوهش
تاریخ  تاریخ : ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۵
تعداد بازدید  تعداد بازدید : 365 views مرتبه

علی نبی - سعید مهرابی 

چکیده تحقیق

آنچه که در این تحقیق می خوانید توضیح مختصری در مورد معنای اتحاد و تسالم در میان مذاهب اسلامی و سپس ادله این مطلب از عقل و نقل می باشد .

در بخش ذکر ادله، حکم عقل در مورد ایجاد اتحاد در فضای جامعه اسلامی به طور مختصر توضیح داده شده است .

مقصود ما در این تحقیق عمده بررسی وحدت اسلامی از منظر روایات معصومین بوده است . در این بخش سعی شده تا روایات معصومین علیهم السلام که در کتب روایی معتبر ذکر شده است را نقل کنیم . البته آنچه که ما ذکر کرده ایم تنها بخش مختصری از روایات می باشد . خواننده محترم می تواند برای اطلاع بیشتر به منابعی که در تحقیق ارجاع داده شده است مراجعه کند .

روایت ذکر شده در اینجا، به دو دسته تقسیم شده اند و سعی شده است در ضمن هر روایت توضیح مختصری برای روشن تر شدن مقصود ما از روایت، ارائه گردد .

 

 

 

کلید وازه

وحدت اسلامی – تسالم و برادری – روایات معصومین – مدارات – تقیه –

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه تحقیق

امروز هر حنجره ای که به وحدت دنیای اسلام دعوت کند، حنجره الهی است، ناطق من اللّه است. هر حنجره ای و زبانی که ملتهای مسلمان را، مذاهب اسلامی را، طوایف گوناگون اسلامی را به دشمنی با یکدیگر تحریک کند و عصبیت ها را علیه یکدیگر تحریک کند، ناطق من الشیطان است.[۱]

مقام معظّم رهبری ( مدّ ظلّه )

 

تسالم و برادری نعمتی است که خداوند متعال به جامعه اسلامی عطا کرده است . هر زمان که مسلمانان شکر این نعمت بزرگ را به جا آورده و بهره برداری کافی از را انجام دهند، رشد وتعالی جامعه اسلامی تحقق می پذیرد .

به فرموده رهبر معظّم انقلاب هر حرکتی که امروز در مسیر اتحاد اسلام و مذاهب اسلامی صورت گیرد حرکتی مقدّس و الهی است و هر گفته ای که موجب اختلاف در میان مسلمانان شود نطقی شیطانی است .

امروز نیز مانند همیشه شیاطینی انسان نما و گرگهایی مظلوم نما در صدد ایجاد تفرقه در بین مذاهب اسلامی و به ثمر رساندن اهداف شوم دشمن هستند . مسلمانان امروز وظیفه دارند بیش از پیش از اختلافات و نزاعهای درونی اجتناب کرده و با سرمشق قرار دادن فرمایشات رهبر بصیر جامعه اسلامی حضرت آیت اللّه خامنه ای نقشه های شوم دشمن و دست نشانده های آنها را نقش بر آب کنند .

امیدواریم این اثر ناچیز نیز به نوبه خود قدمی باشد در مسیر تحقق منویات رهبر انقلاب و قدمی باشد برای تحقق همدلی در میان مسلمانان، ان شاء اللّه .

وحدت اسلامی و مقصود از آن

آنچه که در ابتدای کار لازم است بدان اشاره شود این است که مقصود از وحدت اسلامی در کلمات بزرگان دین و حامیان ایشان چیست؟ آیا مقصود ایشان از این بیانات ، پرهیز از بیان عقاید یا حتی دست کشیدن از اصول دین به منظور پرهیز از یک رشته اختلافات در فضای جامعه اسلامی است؟ آیا مقصودمان از وحدت پذیرش آراء مخالفین و دست کشیدن از سرمایه ولایت اهل بیت علیهم السلام و تن دادن به افکار فرق دیگر است ؟ آیا وحدت اسلامی به عنوان یک اصل مسلم توسط فرقه محقه پذیرفته شده و هر جا و هر زمانی که شرایط احراز شده باشد اجرای این اصل را بر خود فرض می داند؟

هدف ما از طرح این سوالات و پاسخ به آن این است که محل اختلاف بین منکرین وحدت و مثبتین آن را مشخص کنیم ، مادامی که محل نزاع بین طرفین و مفهوم وحدت تبیین نشود بحث کردن بر روی لزوم یا عدم لزوم ، ضرورت یا عدم ضرورت وحدت کار عالمانه ای نیست. چه بسا مثبتین و منکرین یک اصل هر دو مسیر واحدی را طی می کنند و مقصد واحدی را دنبال می کنند  اما عدم تشخیص معنی حقیقی کلمه و عدم تعریفی جامع از آن سبب اختلاف و موجب فتنه انگیزی را فراهم کرده است.

با توجه به آنچه که در بالا بیان شد ، اکنون لازم می دانیم در ابتدای بحث مقصود خود را از این اصل اصیل که در صدد اثبات آن از منابع اسلامی هستیم را بیان کنیم.

خلاصه مطلب این است که :

منظور ما از وحدت اسلامی که آن را به عنوان اصلی برخاسته از روایات و آیات قرآن اثبات خواهیم کرد چیزی جز تسالم و توافق فرق اسلامی در فضای جامعه اسلامی و پرهیز از تنش ، ستیز ، دشمنی و درگیری در تعاملات با دیگر مذاهب نیست.

با توضیح بالا بر طالبین حق روشن خواهد شد که ما هیچگاه دست کشیدن از اصول مذهب – در باور و عقیده – به منظور جلب رضایت دیگران را اراده نکرده و البته هیچگاه به آن راضی نخواهیم بود؟ چگونه ممکن است چنین باشد در حالی که بزرگان دین ما برای حفظ چنین اصولی به فدا کردن جان خویش نیز راضی شده اند.

در روایتی از امام علی علیه السلام نقل شده است که :

إِذَا حَضَرَتْ بَلِیَّهٌ فَاجْعَلُوا أَمْوَالَکُمْ‏ دُونَ أَنْفُسِکُمْ وَ إِذَا نَزَلَتْ نَازِلَهٌ فَاجْعَلُوا أَنْفُسَکُمْ دُونَ دِینِکُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْهَالِکَ مَنْ هَلَکَ دِینُهُ: هر زمانکه بلایی آمد اموال خود را جلوی جان خود قرار دهید و اگر بلایی نازل شد جان را جلوی دین خود قرار دهید چرا که هلاک شده کسی است که دینش را از دست بدهد. [۲]

آیا با در نظر گرفتن امثال روایت فوق ، جا دارد که انسان توهم کند که مقصود ما از وحدت دست کشیدن از عقاید محقه و تن دادن به باطل است.

با این وجود پاسخ ما به سوالاتی که در صفحه گذشته آمد منفی است. پس مراد ما از وحدت فرق اسلامی ، پذیرش باطل و تن دادن به افکار مخالفین نمی باشد.

 

 

مناظرات علمی و وحدت اسلامی

در اینکه بین شیعه و سنی اختلاف اعتقادی به خصوص در مسئله امامت وجود دارد هیچ تردیدی نیست . و باز هیچ شکی در این وجود ندارد که تمام مذاهب اسلامی نمی توانند حق باشند بلکه از میان آنها فقط یکی می تواند اسلام راستین باشد. و با توجه به اینکه پیروی از مذهب و دین مانند گرایشات حزبی و سیاسی نیست که انسان از کنار آن به آسانی بگذرد بلکه انسان ، مذهب و دینی را که پذیرفته باید در پیشگاه خدا دلیل و برهان داشته باشد تا درنتیجه ، نجات ابدی از جهنم و عذاب الهی و رستگار شدن اخروی نصیب او گرددچون خداوند خود می فرماید:

أَ فَمَنْ کانَ عَلى‏ بَیِّنَهٍ مِنْ رَبِّهِ کَمَنْ زُیِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُم‏[۳] : آیا کسی که از از دلیل پروردگارش پیروی کرد با کسی که بدی عملش برای او زینت داده شده یکسان است .

پس بر هر انسان عاقل و رشید لازم است که راه حق را با دلایل عقلی و نقلی (قرآن ، حدیث و تاریخ صدر اسلام) در یافته تا هم خود را از عذاب بی نهایت الهی نجات دهد و هم به صورت دلسوزانه در پی نجات دیگران باشد. بنابر این بحث علمی برای کشف حق به منظور هدایت مسلمانان هم به حکم عقل و هم به حکم قرآن نه تنها عامل اختلاف و تفرقه نیست بلکه یک کار بسیار پسندیده و عقلایی می باشد .

همچنین قرآن کریم می فرماید :

فَبشِّر عِباد الذینَ یَستمعُون القَول فیَتّبعُون اَحسَنه اُولئک الّذینَ هُداهُم الله و اُولئک هُم اُولُوا الاَلباب[۴] : پس به بندگان من بشارت ده کسانی که گفته را شنیده و از بهترین آن پیروی می کنند اینان همان کسانی هستندکه خدا آنها را هدایت کرده و اینان همان صاحبان خرد هستند.

با توجه به مفاد این آیه شریفه کسانی هدایت شدنی هستند که به سخن و بحثهای علمی گوش فرا می دهند و از بهترین آنها پیروی می کنند . این سخن بسیار جاهلانه است که گفته شود هر کسی به هر مذهب و دینی که باشد باید بر همان راه خود باقی بماند و به هیچ سخنی گوش ندهد و برای به دست آوردن حق تلاش نکند و مذهبی را که پذیرفته به عنوان حق بپذیرد.!

تردیدی در این نیست که بعد از رحلت رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله) امت اسلامی راه های مختلفی را به عنوان دین اسلام تلقی کردند و جمع کثیری از آنها به خواست خود از کسانی اطاعت کردند که خودشان محتاج هادی و راهنما بودند. پس بر مسلمانان است که راه حق و مستقیم را از میان این همه راه ها با تحقیق و بحثهای علمی به دست آورده و بر راه و مذهبی که بدون تحقیق پذیرفته اند سماجت نورزند.

خلاصه اینکه :

پیروان مذاهب اسلامی با حفظ وحدت سیاسی در برابر بیگانگان و با حفظ امنیت خودشان می توانند جهت روشن شدن حق به بحثهای علمی بپردازند ولی آنچه که مسلم است این است که این کار در حیطه صلاحیت هر کس نیست بلکه تحت شرایط زیر قابل قبول می باشد:

 

 

 

  1. وجود پشتوانه علمی :

یعنی این گونه بحث ها باید از طرف کسانی مطرح شود که توانایی علمی داشته باشند و آن هم در مجالس و سایتها و مقالات علمی صورت بگیرد. نه اینکه هر کسی در هر جا که دلش خواست به این مطالب دامن بزند.

مطالب علمی برای کشف حق به گونه ای مطرح شود که عاری از هر گونه اهانت و توهین به بزرگان و شخصیتهایی باشد که برای دیگران مورد احترام و مقدس می باشند.

  1. زمینه سازی برای پذیرش حق و دوری از تعصبات :

در بحثهای چهره به چهره در صورتی طرح مباحث علمی معقول است که طرف مستعد برای شنیدن آن باشد و الا نه تنها سودی بر اینگونه بحثها مترتب نمی شود بلکه موجب چالش و اصطکاک های مخرب می گردد.

به هر حال در اینگونه مباحث با حفظ و رعایت جانب مختلف ، باید مصالح و منافع مسلمانان در نظر گرفته شود و از ایجاد هر گونه خصومت و تشدید اختلاف بین طرفین خودداری شود چه اینکه بر تشدید اختلاف و خصومت جز مفسده چیز دیگری مترتب نمی شود.

 

وحدت اسلامی در پرتو عقل و نقل

پس از طرح مقدمه ، اکنون وقت آن رسیده که به سراغ مسئله اساسی بحث برویم همان چیزی که پذیرش یا عدم پذیرش اصل وحدت مبتنی بر آن است. اکنون باید به این موضوع بپردازیم که آیا وحدت اسلامی ، مورد تایید عقل و نقل قرار گرفته یا خیر؟ آیا معصومین علیهم السلام در طول حیات خویش راهکارهایی را برای تعامل با مخالفین ارائه داده اند یا خیر؟

برای روشن شدن قول حق در مسئله ، لازم است ادله عقلی یا نقلی موضوع را بررسی کنیم، لذا بحث از موضوع زیر را پیش می گیریم:

  1. وحدت اسلامی از دیدگاه عقل
  2. وحدت اسلامی از دیدگاه روایات معصومین علیهم اسلام

 

  1. وحدت اسلامی از دیدگاه عقل

اکنون فرصت آن رسیده است که موضوع وحدت و تقریب مذاهب اسلامی را از دیدگاه عقل مورد بررسی قرار دهیم . سوالی که اکنون با آن مواجه هستیم این است که آیا موضوع حفظ اتحاد فرق اسلامی و پرهیز از اختلاف در فضای جامعه اسلامی موضوعی است که عقل آن را تایید می کند یا خیر؟

برای رسیدن به مطلوب، ذکر دو مقدمه را لازم می دانیم :

مقدمه اول : ناگفته پیداست که هیچ مسلمان عاقلی ، اختلاف و تنش در فضای جامعه اسلامی را به خصوص در شرایطی که استکبار جهانی عزم خود را برای نابودی جامعه اسلامی جزم کرده است صلاح اسلام و مسلمانان نمی داند.

عقل سلیم در شرایط کنونی ، درگیری و تنش را نیروی کمکی دشمنان اسلام و عامل ایجاد شکاف در صفوف مسلمانان می داند.

 

شاهد این حکم عقل قرآن کریم است، آنجا که فرموده :

وَ أَطیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا ‏[۵]: و از خدا و رسولش اطاعت کنید و با یکدیگر نزاع نکنید که سست می شوید .

همانطور که آیه شریفه متذکر شده است، اختلاف و تنازع در میان مسلمانان موجب سستی آنها گشته و درگیری های داخلی قدرت جامعه اسلامی برای مقابله با دشمنان را تضعیف میکند .

مقدمه دوم : اختلاف و تنش با توجه به شرایط و مقتضیات هر زمان، به صورتهای مختلف تحقق می پذیرد .

گاهی اختلاف مذاهب اسلامی بر اثر یک رشته منازعات سیاسی و اختلافات قومی قبیله ای است .

گاهی اختلاف در نوع فرهنگ زندگی مردم و شرایط منطقه ای خود می تواند موجب ایجاد فاصله در میان صفوف متحد مذاهب اسلامی شود .

و در آخر گاهی اختلافات عقیدتی و انشعابات مذهبی سبب جدایی فرق اسلامی از یکدیگر می شود .

آن خطری که امروز متوجه مسلمانان جهان هست بروز رخنه در صف مسلمانان به سبب اختلافات عقیدتی است .

دشمن امروز در صدد این است که از راه برانگیختن تعصبات هر فرقه و مذهب و بزرگ نمایی اختلافات مذهبی و همچنین به واسطه به فراموشی سپردن مشترکات میان مسلمانان، صفوف آنها را در برابر دشمنان تضعیف کند .

نتیجه اینکه ایجاد هر گونه اختلاف در جامعه اسلامی حتی به سبب ترویج عقاید یک مذهب خاص و نادیده گرفتن عقاید سایرین، به معنی در هم شکستن اتحاد میان مسلمین است، چیزی که هیج عاقلی با کمی درنگ آن را تایید نمی کند .

 

  1. وحدت اسلامی از دیدگاه روایات معصومین علیهم السّلام

از جمله مباحثی که در بیانات ائمه معصومین در سفارش به اصحاب و شیعیان مطرح شده است ، شیوه برخورد با سایرین و کیفیت معاشرت با مخالفین است . از آنجایی که جامعه اسلامی در دوره دویست و پنجاه ساله حیات پیشوایان دینی جامعه ای اغلب غیر شیعی و دور از تعالیم اهل بیت بوده است ، لذا پیشوایان دینی ما اهتمام خاصی بر ایجاد مسالمت در بین دوستداران و مخالفین خود بوده اند . مخفی نیست آنچه که حیات شیعیان را در عصر اموی و عباسی تضمین کرد و موجب بقای شرذمه قلیله دوستداران اهل بیت شد همین تکنیک هوشمندانه ای است که از جانب ائمه معصومین ارائه شد .[۶]

از باب نمونه به ذکر دو دسته از روایات بسنده می کنیم :

 

 

دسته اول روایات، بیانات ائمه معصومین مبنی بر ایجاد همدلی و پرهیز از اختلاف است .

دسته دوم نیز سفارشات ایشان به منظور جلوگیری از انتشار عقاید و افکار مکتب اهل بیت است، چیزی که موجب برانگیختن دستگاه جور علیه مکتب اهل بیت بود و عامل اساسی ستیز حکّام طاغوت با شیعیان می شد . در این دسته از روایات اهل بیت شاگردان خود را توصیه به سکوت کرده و از انتشار عقاید و باورهای مذهبی جلوگیری میکردند . همین دسته از روایات عامل اساسی برای شکل گیری تکنیک تقیه در بین اصحاب اهل بیت شده است .

اکنون به بررسی اخبار هر دو دسته می پردازیم :

 

نمونه هایی از روایات دسته اول :

امام علی علیه السلام در وصایای خود به فرزندش محمد حنفیه می فرماید :

اِعلَم أنَّ رأسَ العَقلِ بَعدَ الإیمانِ بِاللّه مُداراه الناسِ‏، و لا خَیرَ فیمَن لا یُعاشِر بِالمَعروفِ مَن لا بدَّ مِن معاشَرتِه حتَّى یَجعَل اللَّه تَعالى إلَى الخَلاصِ مِنه سَبِیلاً [۷]: فرزندم بدان که بعد از ایمان به خداوند متعال بالاترین عقل سازگاری با مردم است و کسی که با مردمان به نیکی زندگی نکند خیری در او نیست ، مردمی که ناچار است برای نجات و رهایی با سازش با آنها زندگی کند .

محدث جلیل القدر فیض کاشانی در شرح این روایت می فرماید : مداراه الناس أی التقیه منهم بالمعروف بما یعد فی العرف حسناً : مراد از مدارا با مردم تقیه و سازش با ایشان است یعنی طوری رفتار کند که عرف مردم رفتار او را نیکو بدانند .[۸]

مرحوم شیخ حرّ عاملی صاحب کتاب گرانسنگ وسائل الشیعه، در کتاب خود بابی را به عنوان استحباب مدارای با مردم باز کرده اند و ده روایت را نقل فرموده اند . اگر چه این روایات اختصاص به سازگاری با مخالفین در مذهب نیست ولی به طور قطع و یقین مصداق بارز آن سازگاری با کسی است که با مکتب اخلاقی اهل بیت آشنایی ندارد . به عنوان نمونه نقل کرده است که :

امام صادق علیه السلام از جدشان رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله نقل می کنند که : أَمَرَنِی رَبِّی بِمُدَارَاهِ النَّاسِ کَمَا أَمَرَنِی بِأَدَاءِ الْفَرَائِضِ: خداوند متعال همانطور که مرا به انجام واجبات امر کرده است به سازش با مردم نیز امر کرده است .[۹]

اهمیت مسئله در این ضمن روایت مشخص میشود . چرا که خداوند متعال سازش با مردم را مقارن انجام واجبات از پیامبر خود خواسته است . پس معلوم می شود که مدارای با مردم امری کم ارزش تر از انجام فرائض الهی نیست . چگونه اینطور نباشد در حالیکه قوام زندگی ، آرامش خاطر انسان ، امنیت و آسایش در سایه سازش با همنوعان حاصل می شود .

 

 

در روایتی دیگر هشام کندی از امام صادق علیه السلام نقل می کند که ایشان فرمودند : إِیَّاکُم أن تَعمَلُوا عَمَلًا یُعَیِّرُونَّا بِه فَإنَّ وَلَدَ السَّوءِ یُعَیَّرُ وَالِدُه بِعَملِه کونُوا لِمَنِ انقَطَعتُم إلَیهِ زَیناً وَ لَا تَکُونُوا عَلَیهِ شَیناً صَلُّوا فِی عَشَائِرِهِم وَ عُودُوا مَرضَاهُم وَ اشهَدُوا جَنَائِزَهُم : مواظب باشید که کاری نکنید تا موجب عیب گیری بر ما باشد، گاهی پسر با انجام عملی موجب عیب پدر می شود، برای امام خود زینت باشید و موجب سرافکندگی او نشوید، در میان مخالفین نماز بخوانید و از مریضهایشان عیادت کنید و بر جنازه های آنها حاضر شوید .

در این روایت شریف امام صادق علیه السلام خوشرفتاری با مردم و سازگاری با آنها را موجب خوشنامی مکتب اهل بیت می دانند و در مقابل رفتار نامناسب شیعیان _ که به منزله فرزندان امام معصوم محسوب می شوند _ را عامل بدبینی مردم و سرزنش مخالفین می دانند .

 

دسته دوم روایات

هر محققی با جستجو و تتبع در کتب معتبر روایی _ به خصوص در روایاتی که از صادقین علیهما السلام نقل شده است _ با شمار عظیمی از روایات مواجه می شود که در آنها یا سخن از تقیه و کتمان به عنوان وظیفه به میان آمده است و یا اینکه عملکرد تقیه ای امامان معصوم و اصحاب در آنها مشهود است . احادیثی که در کتب مختلف تحت عناوین : تقیه، کتمان، حفظ اسرار و مانند آن آمده اند .

مرحوم محدث کلینی در کتاب کافی تحت عنوان تقیه و کتمان دهها روایت را آورده اند . اکنون چند نمونه را از نظر خواننده می گذرانیم :

امام صادق علیه السلام در سفارش به شخصی به نام حبیب می فرماید : وَ اللَّهِ مَا عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ شَیْ‏ءٌ أَحَبَّ إِلَیَّ مِنَ التَّقِیَّهِ یَا حَبِیبُ إِنَّهُ مَنْ کَانَتْ لَهُ تَقِیَّهٌ رَفَعَهُ اللَّهُ یَا حَبِیبُ مَنْ لَمْ تَکُنْ لَهُ تَقِیَّهٌ وَضَعَهُ اللَّهُ: ای حبیب هیچ چیز در روی زمین در نزد خدا بهتر از تقیه نیست، هر که تقیه کند خدا او را بالا برده و هر که تقیه نداشته باشد خدا او را زمین می زند .[۱۰]

به عقیده نویسنده فرمایش امام در این روایت ناظر به یک حقیقت تکوینی است . هر که بتواند سیاست تقیه را در مقابل دشمن به کار گیرد جان سالم به در برده و در امان خواهد بود و گرنه دشمنان اجازه فعالیت به او را نخواهند داد .

خواننده محترم با جستجو در کتاب مذکور با چنین عباراتی مواجه می شود :

التَّقِیَّهُ مِن دِینِ اللَّه‏[۱۱] : تقیه جزئی از دین است .

لَا دِینَ لِمَن لَا تَقِیَّهَ لَه‏ : هر کس تقیه ندارد دین ندارد .

الحَسَنَه التّقیَّهُ وَ السَّیِّئَهُ الْإِذَاعَهُ : نیکی تقیه است و بدی افشای سر.

اتَّقُوا عَلَى دِینِکُمْ فَاحْجُبُوهُ بِالتَّقِیَّه : دینتان را حفظ کنید و آنرا با تقیه مراقبت کنید .

لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا تَقِیَّهَ لَه‏ : هر که تقیه ندارد ایمان ندارد .

التَّقِیَّهُ مِنْ دِینِی وَ دِینِ آبَائِی‏ : تقیه جزئی از دین من و پدرانم است .

إِنَّ التَّقِیَّهَ جُنَّهُ الْمُؤْمِن‏ : تقیه حفاظ مومن است .

إِنَّمَا جُعِلَتِ التَّقِیَّهُ لِیُحْقَنَ بِهَا الدَّم‏ : تقیه برای حفظ خون شیعیان است .

هدف ما از ارائه این روایت بیان این نکته است :

مظلومیت خاندان عصمت و طهارت ، هجوم طاغوتیان و دشمنان اسلام ، وجود مخالفین و بدخواهان مذهب تشیع اختصاص به یک برهه زمانی ندارد . دشمنان اسلام در هر زمان با توجه به شرایط و مقتضیات به دنبال ایجاد فتنه در میان مسلمانان و شوراندن مذاهب اسلامی علیه یکدیگر هستند . وظیفه شیعیان در این شرایط این است که دستورات پیشوایان دین و وارثان علم نبوت را به کار بسته و از هرگونه تعصب بیجا و عناد در مقابل فرمایشات معصومین خودداری کنند، فرمایشات ایشان را به کار بسته و جامعه اسلامی را به سمت تعالی سوق دهند .

 

پاسخ به چند شبهه

پرسش اول

برخى از وهابیان عقیده شیعه را در مسائل تقیه مستلزم کذب محض یا نفاق آشکار دانسته و با چنین تصویرى از تقیه، آن را مردود مى‏دانند.[۱۲]عقیده آنها این است که کتمان عقیده به خاطر مصلحت همان کذب عملی و نفاق است.

پاسخ این مطلب روشن است چرا که :

اولاً : نفاق و کذب به حکم اولی خود امری ناپسند و حرام شریعت هستند اما از این نکته نباید غافل بود که عناوین ثانویه نظیر وجود مصلحت و حفظ وحدت و جلوگیری از ستیز مانع از به فعلیت رسیدن تکالیف و احکام اولیه همچون حرمت کذب هستند .

ثانیاً : تا آنجا که ما مطلع هستیم کذب و نفاق عبارت است از اصلاح ظاهر و خباثت باطن، کفر با قلب و ایمان در ظاهر. اما این که ظاهر نکردن عقیده ای صحیح و مخفی کردن ایمان باطنی نفاق محسوب شود، سخنی گزاف و تهمتی بیجاست.

ثالثاً : تقیه و کتمان حقیقت به منظور حفظ جان امری است که تمام عقلا بر آن اتفاق دارند، پس انتساب این امر به عنوان یک طعن بر شیعه از جمله تهمت هایی است که وهابیت برای طعن به شیعه در پیش گرفته است .

پرسش دوم

آیا تقیه در اصول دین هم راه دارد . آیا ضروریات دین هم مشمول این قاعده هستند. به عبارت دیگر اگر روزی مخالفین مذهب اصل نماز و روزه را نشانه گرفتند یا به عنوان مثال قصد انهدام اماکن مقدسه و هتک حرمت به ضروریات مذهب تشیع را داشتند آیا باز هم سکوت و تقیه جا دارد ؟

پاسخ :

تقیه اصلى است ثانوى، و غرض آن حفظ جان و شرف و مال، و نیز حفظ دین و شریعت است، حال اگر حفظ امور یاد شده متوقف بر تقیه باشد، واجب، و اگر تقیه نتیجه‏اى بر خلاف غرض مزبور داشته باشد، حرام خواهد بود.

امام خمینى رحمه اللّه درباره موارد حرمت تقیه مى‏فرماید: «در برخى از محرمات و واجباتى که در نظر شارع و متشرعه اهمیت ویژه‏اى دارند، تقیه جایز نیست؛ مانند ویران کردن کعبه معظمه و مشاهد مشرفه، رد کردن اسلام و قرآن، و تفسیر آن به گونه‏اى که حقیقت دین تحریف گردیده، و مانند مذاهب الحادى معرفى گردد.

و نیز هرگاه تقیه کننده از موقعیت ویژه‏اى در میان مسلمانان برخوردار است که ارتکاب فعل حرامى یا ترک واجبى از روى تقیه موجب وهن مذهب و شکستن حرمت دین گردد، تقیه بر چنین فردى جایز نیست. و شاید به همین جهت است که امام صادق علیه السلام فرموده است: «در شرب خمر تقیه نخواهم کرد.» و نیز هرگاه اصلى از اصول اسلام، یا یکى از ضروریات دین در معرض خطر باشد، تقیه در مورد آن جایز نیست، همانند این‏که حاکمان جائر تصمیم بگیرند که احکام مربوط به ارث یا طلاق یا نماز یا حج را تغییر دهند».[۱۳]

جمع بندی مباحث گذشته

هدف ما از ذکر تمامی مباحث گذشته ارائه ادله عقلی و نقلی متقن از کتاب و سنت بود تا به سبب آن مشخص شود که اعتقاد به وحدت کلمه در میان مسلمانان و پرهیز از اختلاف از جمله اموری است که ریشه در کتاب و سنت دارد و مورد تایید عقل می باشد.

در ضمن مباحث گذشته به خوبی معلوم گردید که معضل اختلاف و ستیز در جامعه اسلامی امری مستحدث نیست تا انسان برای حل آن دچار تحیر شود بلکه فضای جامعه اسلامی در هر برهه از زمان با توجه به مقتضیات و شرایط همان دوره، نیازمند تسالم و برادری مسلمانان برای حل مشکلات جامعه اسلامی بوده است .

 

راهکار اساسی از دیدگاه ما

نکته پایانی که به عنوان خاتمه کلام در اینجا مطرح می کنیم دیدگاه ما در مورد حل اساسی مشکلات جامعه اسلامی است .

به عقیده ما یگانه منجی مسلمانان برای فائق آمدن بر مشکلات اجتماعی، سیاسی، عقیدتی و غیره تمسک به حبل متین و ریسمان محکم الهی یعنی قرآن کریم می باشد .

قرآن کریم شیوه مقابله با طاغوت و سیاست برخورد با دشمن را مکرر در آیات خود به مسلمانان گوشزد کرده است .

قرآن کریم مسیر پرهیز از اختلاف و دوگانگی و جلوگیری از رخنه در صفوف مسلمین را برای ما ترسیم کرده است .

قرآن کریم رسول اکرم و اهل بیت ایشان را به عنوان یگانه مرجع برای حل مشکلات علمی و اختلاف قومی قبیله ای معرفی کرده است .

قرآن کریم پیروی از ولی امر را به عنوان راهکاری اساسی برای حل مشکلات اجتماعی در تمام ادوار زمانی توصیه کرده است.

بنابراین وظیفه مسلمانان در تمام شرایط اجتماعی، در برخورد با تمام معضلات سیاسی و در هر برهه زمانی رجوع به کتاب عزیز و تبعیت از فرامین آن در تمام عرصه های زندگی می باشد.

 

 

منابع و مآخذ

 

قرآن کریم .

الإلهیات على هدى الکتاب و السنه و العقل‏، سبحانی، جعفر، عربی، المرکز العالمی للدراسات الإسلامیه، قم، ۱۴۱۲ ق‏، سوم .

تحف العقول، ابن شعبه حرانى، حسن بن على‏ ،عربی، جامعه مدرسین‏، قم، ۱۴۰۴ ق‏، دوم .

جامع الأخبار، شعیری، محمد بن محمد، عربی، مطبعه حیدریه، نجف، اول .

شیعه شناسى و پاسخ به شبهات‏، رضوانی، علی اصغر، فارسی، مشعر، تهران، ۱۳۸۴ ش‏، دوم .

کافی ،کلینى، محمد بن یعقوب‏، عربی، دار الکتب الإسلامیه، تهران ، ۱۴۰۷ ق‏، چهارم .

محاسن، برقى، احمد بن محمد بن خالد، عربی، دار الکتب الإسلامیه، قم، ۱۳۷۱ ق‏، دوم .

مختصر البصائر، حلى، حسن بن سلیمان بن محمد، عربی، مؤسسه النشر الإسلامی‏، قم، ۱۴۲۱ ق‏، اول .

مرکز تحقیقات کامپیوتر نور، نرم افزار کلام۲ ، جامع الاحادیث۳٫۵، حدیث ولایت .

وافی، فیض کاشانى‏، عربی، کتابخانه امام أمیر المؤمنین على علیه السلام‏، اصفهان،۱۴۰۶ ق‏، اول .

وسائل الشیعه، شیخ حر عاملى، محمد بن حسن‏، عربی، مؤسسه آل البیت علیهم السلام‏، قم، ۱۴۰۹ ق‏، اول .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[۱] . بخشی از بیانات رهبر معظّم انقلاب در مسابقات بین المللی قرآن کریم ، ( ۱۸/۳/۱۳۹۲) .

[۲] . تحف العقول ص۲۱۶٫

[۳] . محمد ۱۴٫

[۴] . زمر۱۸٫

[۵] . انفال ۴۶ .

[۶] . برای آشنایی بیشتر با تاریخ تقیه رجوع شود به کتاب الهیات علی هدی الکتاب و السنه و العقل ج۴ ص۴۳۵٫

[۷] . وافی ج ۲۶ ص۲۳۶٫

[۸] . وافی ج۲۶ ص۲۳۷٫

[۹] . وسائل الشیعه ج۱۲ ص۲۰۰ .

[۱۰] . کافی ج۲ ص۲۱۷ .

[۱۱] . کافی ج۲ ص ۲۲۰ ، برای ملاحظه روایات تقیه رجوع شود مختصر البصائر ص۲۹۱، جامع الاخبار ص۹۶ ، محاسن ج۱ ص۲۵۸ .

. شیعه شناسی و پاسخ به شبهات ج۲ص۶۵۴ .[۱۲]

[۱۳] . شیعه شناسی و پاسخ به شبهات ج۲ ص ۶۵۶ ، الهیات علی هدی الکتاب و السنه و العقل ج۴ ص۴۳۴٫

دیدگاه ها
دیدگاه شما
ایمیل شما در نظر منتشر نخواهد شد