آرشيو
آموزش
آرشيو
پژوهش
تاریخ  تاریخ : ۲۵ بهمن ۱۳۹۵
تعداد بازدید  تعداد بازدید : 427 views مرتبه

مقدمه

مبتدا و خبر

علی خوری نژاد

خوری نژاد

الحمد لله رب العالمین و الصلوه والسلام علی جمیع الأنبیاء و المرسلین و لا سیّما خاتمهم و افضلهم و علی عبادالله المخلصین و سیّما قائمهم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء و بر ارواح طیبه شهداء و خصوصاً امام شهداء درود و سلام می فرستیم و ازدرگاه خداوند سبحان آرزوی توفیق روز افزون به نایب بر حق امام زمان(عج)مقام معظم رهبری(مد ظله العالی)و سربازان آن حضرت و سر افرازی امت حزب الله را طلب می کنیم.

غرض این بنده حقیر از نوشتن این مقاله،جمع آوری مطالبی در رابطه با بحث مبتدا و خبر از کتب نحوی مختلف است تا باشد که إن شاءالله مورد قبول درگاه حق و امام زمان(عج)قرار گیرد.

 

تعریف مبتدا[۱]

مبتدا اسم مرفوعی[۲] است که در ابتدای جمله اسمیه واقع می شود و مجرد از عوامل لفظی[۳] اصلی است واسناد به چیزی داده می شود ؛مانند: کلمه«الله»در قول خداوند تعالی: وَ اللهُ یُضَاعِفُ لِمَن یَشَاء وَاللهُ وَاسِعٌ عَلِیم [۴]

اشکال مبتدا

۱٫علم مانند کلمه«الله»در قول خداوند تعالی : وَاللهُ غَفُورٌ رَحیمٌ [۵]

۲٫ضمیر مرفوعی منفصل مانند کلمه«هُوَ»در قول خداوند تعالی : وَهُوَ القَاهِرَ فَوقَ عِبَادِه[۶]

۳٫کلمه ای که ابتدای آن«ال»باشد مانند کلمه«اَلنَّبِیُّ»در قول خداوند تعالی : اَلنَّبِیُّ أَولَی بِالمُؤمِنینَ مِن أنفُسِهِم[۷]

۴٫اسم موصول مانند کلمه«ألَّذینَ»در قول خداوند تعالی : ألَّذینَ کَفَرُوا لَهُم عَذابٌ شَدیدٌ[۸]

۵٫اسم اشاره مانند کلمه«هَذا»در قول خداوند تعالی : هَذا صِراطٌ مُستَقیمٌ[۹]

۶٫کلمه ای که مضاف به یکی از معارف[۱۰]  شده باشد مانند کلمه «رَبُّکُم»در قول خداوند تعالی : رَبُّکُم أعلَمَ فِی نُفُوسِکُم[۱۱]

۷٫نکره مسوغه(یعنی اسم نکره ای که جایز است مبتدا واقع شود)[۱۲]مانند کلمه«وَیلٌ»در قول خداوند تعالی : وَیلٌ لِلمُطَفِّفِینَ[۱۳]

۸٫اسمی که تأویل به مصدر برده شده باشد مانند کلمه «أَن تَصُومُوا» در قول خداوند تعالی : وَأن تَصُومُوا خَیرٌ لَکُم[۱۴]

تعریف خبر[۱۵]

خبر چیز مرفوعی است که اسناد داده شده به مبتدا مانند کلمه «یُضَاعِفُ»و«وَاسِعٌ»در قول خداوند تعالی:وَاللهُ یُضَاعِفُ لِمَن یَشَاء وَ اللهُ وَاسِعٌ عَلِیم[۱۶]

اشکال خبر

۱٫مفردکه بر دو قسم است:۱- مشتق[۱۷]:اگر خبر از نوع مشتق باشد اگر رافع ضمیر باشد در این صورت مطابقت ضمیر با مبتدا از لحاظ جنس[۱۸] و عدد[۱۹] واجب است؛مانند کلمه«الغَنِیُّ»در قول خداوند تعالی : وَ اللهُ الغَنِیٌ وَ اَنتُمُ الفُقَرَاء[۲۰]

و اگر خبر مشتق رافع اسم ظاهر باشد مانند فعل عمل می کند(یعنی فاعل می گیرد)؛مانند کلمه«قَائِمٌ»در مثال فَاطِمَهُ (س)قَائِمٌ وَلَدُهَا فِی آخِرِ الزّمَانِ

۲- جامد:مطابقت ضمیر با مبتدا واجب نیست گرچه اصل این است که مطابقت کند؛مانند کلمه«زِینَهُ»در قول خداوند تعالی:اَلمَالُ وَ البَنُونُ زِینَهُ الحَیَوهِ الدُّنیَا[۲۱]

۲٫جمله که بر دو قسم است: ۱- اسمیه:جمله اسمیه محلاً مرفوع است؛مانند جمله«اَللهُ اَحَدٌ»در قول خداوند تعالی:هُوَاللهُ اَحَدٌ[۲۲]

۲- فعلیه:جمله فعلیه نیز محلاً مرفوع است؛مانندجمله«خَلَقنَاکُم»در قول خداوند تعالی:نَحنُ خَلَقنَاکُم[۲۳]

  1. شبه جمله که بر دو قسم است: ۱- ظرف(زمانی یا مکانی)مانند کلمه«یَومُ»در مثال:اَلرِّحلَهُ یَومُ الخَمِیس

۲- جارومجرور مانند کلمه«فِی عِیدِ»در مثال:وَالنَّاسُ-فِی کُلِّ یَومٍ مِنکَ-فِی عِیدِ

اقسام شبه جمله محلاً مرفوع هستند بنا براینکه خبر برای مبتدا هستند؛ما باید هم برای ظرف و هم برای جارومجرور متعلَّق در نظر بگیریم وجوباً،اگر متعلَّق از افعال عموم[۲۴] محذوف باشد در این صورت به آن ظرف مستقر می گوییم زیرا ضمیرفعل عموم محذوف در ظرف یا جارومجرور استقرار دارد؛مانند:اَلوَلَدُ فِی البَیتِ

در مثال بالا،در فِی البَیتِ ضمیر فعل عام محذوف وجود دارد که آن هم هُوَ برای فعل یَکُونُ محذوف می باشد.

و اگر متعلَّق ازافعال خصوص[۲۵] باشدچه مذکور و چه محذوف به آن ظرف لغو می گوییم زیرا ضمیری در ظرف یا جارومجرور استقرار ندارد؛دراین صورت خبر،ظرف یا جارومجرور نیست بلکه متعلَّق خبراست و آن ظرف یا جارومجرورمحلاً منصوب میشوند بنابر ظرفیت[۲۶]؛مانند:اَلحُرُّ بِالحُرّ وَالعَبدُ بِالعَبدِ[۲۷]

در مثال بالا متعلَّق که از افعال خصوص می باشد حذف شده است[۲۸]؛و در این مثال:اَلَّذِینَ آمَنُوا یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الله[۲۹] در اینجا متعلَّق که از افعال خصوص است ذکر شده است وآن هم فعل یُقَاتِلَونَ می باشد.

رابط بین مبتدا و خبر[۳۰]

واجب است بین مبتدا و خبرغیرجامد یک رابط وجود داشته باشد تا خبر ربط به مبتدا داده شود.

اگر خبر،مشتق یا شبه جمله باشد رابط فقط ضمیر می باشد؛مانند کلمه«قَائِمٌ»درمثال:زَیدٌ قَائِمٌ[۳۱] و کلمه«فِی الدَّارِ»در مثال:زَیدٌ فِی الدَّارِ[۳۲]

و اگر خبر جمله باشد رابط یکی از موارد پایین است:

۱٫ضمیر[۳۳]مانند:زَیدٌ اَبُوهُ قَائِمٌ و السَّمنُ مَنَوَانُ بِدِرهَمِ

۲٫تکرار لفظ مبتدا مانند قول خداوند تعالی:اَلحَاقَّهُ*مَاالحَاقَّه[۳۴] و اَلقَارِعَهُ*مَاالقَارِعَه[۳۵]

۳٫اسم اشاره مانند قول خداوند تعالی:وَ لِبَاسُ التَّقوَی ذَلِکَ خَیرٌ[۳۶]

۴٫وجود لفظ عامی در خبر که شامل مبتدا و غیر مبتدا می باشد؛مانند کلمه«المُصلِحِین»در قول خداوند تعالی:وَالَّذِینَ یُمَسِّکُونَ بِالکِتَابِ وَ أَقَامُوا الصَّلَوهَ إِنَّا لَا نُضِیعَ أَجرَ المُصلِحِین[۳۷]

 

 

اصول در مبتدا و خبر[۳۸]

اصل اول:اصل درمبتدا این است که معرفه باشد و جایز نیست که نکره باشد زیرا اگر مبتدا نکره باشد یعنی غیر معین است و خبر دادن ازچیز غیر معین بی فایده است؛مانند:لفظ جلاله الله در قول خداوند تعالی:اَللهُ خَالِقُ کُلُّ شَیءٍ[۳۹]

و اصل در خبر این است که نکره باشد اما هر زمانی که مبتدا معرفه بود جایز است خبر هم معرفه شود مانند کلمه«خَالِقُ»در مثال بالا

اما گاهی اوقات جایز است مبتدا نکره باشد و فایده هم دهد؛این حکم غالباً در سه مکان است:۱٫زمانی که خبر یک چیز خارق العاده باشد؛مانند:شَجَرَهٌ سَجَدَت

۲٫زمانی که مبتدا لفظ عامی باشد که شامل کل افرادش شود؛مانندکلمه«أَیُّ»در قول خداوند تعالی:أَیُّ شَیءٍ أَکبَرُ شَهَادَهٍ[۴۰]

۳٫زمانی که مبتدا نکره مخصصه[۴۱] باشد مانند کلمه«عَبدٌ مُؤمِنٌ»درقول خداوند تعالی:وَلَعَبدٌمُؤمِنٌ خَیرٌمِن مُشرِک[۴۲]

اصل دوم:اصل درمبتدا این است که مقدم باشد زیرا موضوع و محکوم علیه است واصل درخبر این است که مؤخر باشد زیرا محمول و محکوم به است به علت این که رتبه ی موضوع مقدم است و رتبه محمول مؤخراست زیرا فرع برموضوع است اما گاهی اوقات خبربرمبتدا مقدم می شود.

مشهورترین مواضع تقدیم مبتدا برخبر

۱٫مبتدا به گونه ای باشد که اگرمؤخرشود باعث لبس واشتباه شود مانند کلمه «صِدِیقِی»درمثال:صِدِیقِی صَاحِبِی

۲٫مبتدا از الفاظ صدارت طلب باشد ذاتاً مانند اسماء استفهام مانند کلمه«مَن»درقول خداوند تعالی:وَمَن أَظلَمُ مِمَّنِ افتَرَی عَلَی الله کَذِبَاً[۴۳] و یاعرضاً مانند:زمانی که بر سر مبتدا لام ابتدائیت در بیاید مانند کلمه«لَلآخِرَهُ»درقول خداوند تعالی:وَلَلآخِرَهُخَیرٌلَکَ مِنَ الأُولَی[۴۴]

۳٫مبتدا وخبراز هم فاصله گرفته باشند به وسیله ضمیر فصل مانند کلمه«أُولَئِکَ»درقول خداوند تعالی:أُولَئِکَ هُمُ المُفلِحُونَ[۴۵]

۵٫خبریک جمله طلبی باشد مانند جمله«فَاقطَعُوا أَیدِیَهِمَا»درقول خداوند تعالی:وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَه فَاقطَعُوا أَیدِیَهِمَا[۴۶]

 

۴٫مبتدا محصوردرخبرباشد به وسیله ی إلَّا و إنَّمَا مانند کلمه«مُحَمَّدُ»درقول خداوند تعالی:وَمَامُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ[۴۷] ومانند کلمه«أَنتَ»درقول خداوند تعالی:إِنَّمَا أَنتَ مُذَکِّرُ[۴۸]

۶٫خبریک جمله غیرطلبی باشد وفعلی درآن وجود داشته باشد که رافع ضمیرمستتری است که آن ضمیربه سوی مبتدا عود می کند مانند جمله«یُحِبُّهُ»درقول حسان درشأن امیرالمؤمنین:

یُحِبُ الإِلَهُ وَالإِلَهُ یُحِبُّهُ                 بِهِ یَفتَحُ اللهُ الحَصُونَ الأَوَابِیَا[۴۹][۵۰]

مشهور ترین مواضع تقدیم خبربرمبتدا وجوباً

۱٫خبرظرف یاجارومجرورباشد و یا جمله باشد و مبتدا نکره باشد؛مانندکلمه«فِی قُلُوبِهِم »و«لَدَینَا»وجمله«قَصَدَکَ غُلَامَهُ»درمثال های:فِی قُلُوبِهِم مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللهُ مَرَضاً[۵۱] و ولَدَینَا مَزِیدٌ[۵۲] و وَ قَصَدَکَ غُلَامُهُ رَجُلٌ

۲٫خبر مرجع ضمیری باشد که درمبتدا است[۵۳] مانند کلمه«عَلَی قُلُوبٍ»در قول خداوند تعالی:أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ عَلَی قُلُوبٍ أَقفَالُهَا[۵۴]

  1. خبر محصور در مبتدا باشد بوسیله إلّا و إنَّمَا مانند کلمه«عَلَی الرَّسُولِ»در قول خداوند و تعالی: مَا عَلَی الرَّسُولِ إِلَّاالبَلَاغُ[۵۵] و کلمه«عَلَی رَسُولِنَا»درقول خداوند تعالی: فَإن تَوَلَّیتُم فَإنَّمَاعَلَی رَسُولِنَا البَلَاغُ المُبِینُ[۵۶]
  2. خبرازالفاظ صدارت طلب باشد مانند کلمه«أَینَ»درقول خداوند و تعالی: یَقُولُ الإِنسَانُ یَومَئِذٍ أَینَ المَفَرّ[۵۷]

مشهورترین مواضع تقدیم خبر بر به مبتدا جوازاً[۵۸]

زمانی که اگر مبتدا و خبر جایشان باهم عوض شود هنوز هم معنا استقامت داشته باشد و این کار مترتب بر یک فائده لفظی یا معنوی[۵۹] باشد در این صورت خبر به صورت جوازی بر مبتدا مقدم می شود مانند کلمه«فِی دَارِه»در مثال:فِی دَارِه زَیدٌ که در این جا فائده معنوی دارد و کلمه«لَهُ»درقول خداوند تعالی:لَهُ المُلکُ وَ لَهُ الحَمدُ[۶۰] که در این جا فائده لفظی دارد.

اصل سوم: اصل در مبتدا و خبر این است که ذکر شوند اما گاهی اوقات یکی از آن دو یا هردو باهم حذف می شوند.

مشهور ترین مواضع حذف مبتدا وجوباً

  1. خبر مبتدا نعتی بوده که از اصل خودش (نعتیت) افتاده است و خبر واقع شده است

مانندکلمه«الحَمِیدُ»درمثال اَلحَمدُ لِلهِ الحَمِیدُ[۶۱]

  1. مخصوص افعال مدح یا ذم مانند کلمه«الإسلَامُ»که برای فعل مدح است در مثال:نِعمَ الدِّینُ الإسلَامُ[۶۲] و کلمه«الشَّیطَانُ»که برای فعل ذم است درمثال:بِئسَ القَرِینُ الشَّیطَانُ[۶۳]
  2. خبر مصدری باشد که به معنای فعل می آید(یعنی نیابت ازفعل می کند)مانند کلمه«فَصَبرٌ»در قول خداوند تعالی:فَصَبرٌ جَمِیلٌ وَاللهُ المُستَعَان[۶۴]
  3. خبر قسم صریح باشد مانند کلمه«أیمُنُ»در مثال:أیمُنُ اللهُ لِأَفعَلَنَّ[۶۵]

مشهور ترین موضع حذف مبتدا جوازاً

زمانی که قرینه ای دلالت بر مبتدا محذوف کند جایزاست مبتدا حذف شود مانند جواب استفهام در مثال: أینَ الأخُ؟ درجواب آن می گوییم:فِی المَکتَبَه در صورتی که در اصل باید می گفتیم:اَلأخُ فِی المَکتَبَه

موارد حذف خبروجوباً[۶۶]

۱٫زمانی که خبر از افعال عموم محذوف باشد و مبتدا بعداز لَولَا امتناعیه قرار گیرد مانند:لَولَا عَلِیٌ لَهَلَکَ العُمَر[۶۷]

۲٫زمانی که مبتدا قسم صریح باشد مانند:لَأَمَانَهَ اللهِ لَن أَهمَلَ وَاجِبِی[۶۸]

  1. زمانی که خبر بعد از واو مصاحبت قرار گیرد مانند:اَلطَّالِبُ وَ الإِجتِهادُ[۶۹]
  2. زمانی که بعد از مبتدا حال آمده باشد و آن حال بتواند خبر واقع شود در معنا،اما صحیح نیست که خبر واقع شود در لفظ[۷۰] مانند:قِرَاءَتِی النَّشِیدُ مَکتُوباً که در اینجا قِرَاءَهُ مبتدا است.

 

موارد حذف خبر جوازاً

زمانی که قرینه ای دلالت بر خبر محذوف کند مانند : قول خداوند تعالی :مَثَلُ الجَنَّهَ اللَّتِی وُعِدَ المُتَّقُونَ تَجرِی مِن تَحتِهَا الأَنهَارِ اُکُلُهَا دَائِمٌ وَ ظِلُّهَا[۷۱] [۷۲]

موارد حذف مبتدا و خبر با هم

جایز است مبتدا و خبر با هم حذف شوند اگر قرینه ای برآنها دلالت کند،حذف آن دو غالباً بعد از اداه جواب است مانند جواب سؤال هَل زِیدٌ عَالِمٌ؟که می شود:نَعَم[۷۳]

یاد آوری[۷۴]

۱٫جایز است که مبتدا یکی و خبر متعدد باشد[۷۵] مانند:هُوَ الغَفُورُ الوَدُودُ*ذُوالعَرشِ المَجِید[۷۶]

۲٫گاهی اوقات بین مبتدا و خبر ضمیرفصل قرار می گیرد و آن زمانی است که مبتدا و خبر هر دو معرفه باشند؛فایده ضمیرفصل سه چیز است:۱-حصر خبر در مبتدا ۲-تأکید خبر ۳-دفع شبهه تابعیت خبر از مبتدا،ضمیر فصل با مبتدا همیشه مطابقت می کند در هر حالتی مانند کلمه«هِیَ»در قول خداوند تعالی:وَکَلِمَهُ اللهُ هِیَ العُلیَا[۷۷]در این مثال ضمیر فصل بین«کَلِمَهُ»و«العُلیَا»که مبتدا و خبر هستند واقع شده است.

۳٫زمانی که مبتدا سبب تحقق خبر باشد جایز است بر سر خبر حرف«فاء»در بیاید و در این صورت خبر شبیه جواب شرط می شود مانند جمله«فَلَن یُضِلُّ الأَعمَالَهُم»در قول خداوند تعالی:وَالَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللهَ فَلَن یُضِلَّ الأَعمَالَهُم[۷۸]

۴٫زمانی که مبتدا و خبر هر دو معرفه یا نکره ای باشندکه بتوانند مبتدا واقع شوند آنکه اول است مبتدا واقع می شود؛مانندلفظ جلاله الله در قول خداوند تعالی:اَللهُ رَبُّنَا[۷۹]

و اگر یکی معرفه و دیگری نکره باشد آنکه معرفه است مبتدا واقع می شود مانند لفظ جلاله اَلله در قول خداوند تعالی:وَاللهُ رَؤُوفٌ بِالعِبَادِ[۸۰]

 

۵٫گاهی اوقات صفت با دارا بودن چند شرط مبتدا واقع می شود و به آن مبتدای وصفی می گویند؛آن شروط عبارتند از:۱- تقدم یکی از اداه نفی یا استفهام بر مبتدا ۲- مبتدا رفع دهنده اسم ظاهر یا ضمیر منفصل باشد ۳-مبتدا مفرد باشد

در این صورت دیگر مبتدا نیازی به خبر ندارد و کافی است برای مبتدا همان مرفوعش مانند کلمه«قَائِمُ»در مثال:مَا قَائِمُ الزَّیدَان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه :

بنده از این تحقیق نتیجه می گیرم مبتدا اسم مرفوعی است که در ابتدای جمله اسمیه واقع می شود و ضمیر مرفوعی منفصل و اسم اشاره و … از اشکال مبتدا هستند.

خبر نیز چیز مرفوعی است که اسناد داده می شود به مبتداو مفرد و جمله و شبه جمله و مفرد نیز از اشکال خبر هستند.

بین مبتدا و خبر غیر جامد باید رابطی وجود داشته باشد.

مبتدا همیشه از خبر مقدم است زیرا موضوع و محکوم علیه است اما گاهی اوقات خبر بر مبتدا مقدم می شود.

گاهی اوقات بر سر خبر حرف فاء در می آید و در این صورت خبر شبیه جواب شرط می شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع

  1. عباس ، حسن ، نحو وافی ، المحبین للطباعه و النشر ، سال ۱۴۲۸هـ . ق ، ۴جلد
  2. سیوطی ، جلال الدین ، البهجه المرضیه ، دار الفکر ، سال۱۳۷۹هـ . ش ، ۲جلد
  3. ابن عقیل ، شرح ابن عقیل ، دار النور ، سال ۱۳۸۵هـ . ش ، ۲جلد
  4. شیخ بهائی ، محمد یا حسین ،الفوائد الصمدیه ، نهاوندی ، سال۱۳۹۱هـ . ش ، ۱جلد
  5. تعدادی از مؤلفین سازمان کتب درسی علمی اسلامی ، الهدایه فی النحو ، مجمع علمی اسلامی ، سال۱۳۷۱هـ . ش ، ۱جلد
  6. صفائی بوشهری ، غلامعلی ، بداءه النحو ، مدیریه العامه الحوزه العلمیه فی القم ، سال۱۳۹۳هـ . ش ،
  7. ۱جلد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[۱]:البهجه المرضیه/ج۱/ص۸۹

[۲]:عامل مرفوعیت مبتدا ابتدائیت است.

[۳]:عوامل بر دو قسم هستند:الف:معنوی:عواملی هستند که در لفظ یافت نمی شوند بلکه اعتباری هستند؛مانند:ابتدائیت که عامل در مبتدا است .

ب:لفظی:که بر سه قسم است:۱٫اصلی:عوامل لفظی اصلی عواملی هستند که ممکن نیست بی نیاز شدن کلام از آن عوامل نه در لفظ و نه در معنا «یعنی ممکن نیست کلمه از آن عوامل نه در لفظ و نه در معنا بی نیاز شود بلکه به آن عوامل متکی است»؛مانند:افعال ۲٫زائده:عوامل لفظی زائده عواملی هستند که بی نیاز می شود کلام از آن عوامل در معنا «یعنی اگر از کلام حذف شود برای کلمه مشکلی پیش نمی آید»؛مانند:باء زائده ۳٫شبه زائده:عوامل لفظی شبه زائده عواملی هستند که بی نیاز نمی شود کلام از آن عوامل در معنا«یعنی اگر آن عامل را حذف کنیم در لفظ مشکلی پیش نمی آید اما در معنا مشکل پیش می آید برای اینکه اینکه کلام به آن متکی است»

[۴]:سوره بقره/آیه۲۶۱

[۵]:سوره ممتحنه/آیه۷

[۶]:سوره انعام/آیه۱۸

[۷]:سوره احزاب/آیه۶

[۸]:سوره فاطر/آیه۷

[۹]:سوره یس/آیه۶۱

[۱۰]:معارف شش بود مضمر،اضافه                                      علم،ذواللام و موصول و اشاره

[۱۱]:سوره اسراء/آیه۲۵

[۱۲]:شرایط جایز بودن اینکه مبتدا نکره باشد در بخش اصول بین مبتدا و خبرذکر خواهد شد.

:[۱۳]سوره مطففین/آیه۱

[۱۴]:سوره بقره/آیه۱۸۴

[۱۵]:الهدایه فی النحو/ج۱/ص۴۴

[۱۶]: سوره بقره/آیه۲۶۱

[۱۷]: منظور از مشتق اسم فاعل و اسم مفعول و صفت مشبهه و اسم تفضیل

[۱۸]: منظور از جنس مذکر یا مؤنث بودن آن است.

[۱۹]: منظور از عدد مفرد یا مثنی یا جمع بودن آن است.

[۲۰]: سوره محمد/آیه۳۸

[۲۱]: سوره کهف/آیه۴۶

[۲۲]: سوره اخلاص/آیه۱

[۲۳]: سوره واقعه/آیه۵۷

[۲۴]: افعال عموم مانند کان و یکون،ثبت و یثبت،إستقرَّویَستَقِرُّو…

[۲۵]: هر فعلی غیراز افعال عموم ازافعال خصوص است

[۲۶]: ظروف(یعنی ظرف و جارومجرور)دائماًمنصوب است

[۲۷]: سوره بقره/آیه۱۷۸

[۲۸]: در اصل بوده:اَلحُرُّ یَقتُلُ بِالحُرّ وَالعَبدَ یَقتُلُ بِالعَبدِ

[۲۹]: سوره نساء/آیه۷۶

[۳۰]:شرح ابن عقیل/ج۱/ص۱۸۵

[۳۱]: در این مثال یک ضمیر هُوَ مستتر وجود دارد که رابط است.

[۳۲]: در این مثال چون فِی الدَّارِ ظرف مستقر است در آن یک ضمیر هُوَ مستتر وجود دارد که رابط است.

[۳۳]: چه بارز و چه مستتر

[۳۴]: سوره حاقه/آیه ۱و۲

[۳۵]: سوره قارعه/آیه۱و۲

[۳۶]: سوره اعراف/آیه۲۶

[۳۷]: سوره اعراف/آیه۱۷۰

[۳۸]:نحو وافی/ج۱/ص۴۱۴

[۳۹]: سوره رعد/آیه۱۶

[۴۰]: سوره انعام/آیه۱۹

[۴۱]: یعنی نکره ای که برای آن صفت آورده شود یعنی چیزی برایش آورده شود که تخصیص بخورد؛مانند:رَجُلٌ کَرِیمٌ قَائِمٌ

[۴۲]: سوره بقره/آیه۲۲۱

[۴۳]:سوره انعام/آیه۲۱

[۴۴]:سوره ضحی/آیه۴

[۴۵]:سوره بقره/آیه۵

[۴۶]:سوره مائده/آیه۳۸

[۴۷]: سوره آل عمران/آیه۴۴

[۴۸]: سوره غاشیه آیه/۲۱

[۴۹]: الغدیر/ج۲/ص۴۰

[۵۰]: دوست میدارد او خدا را و خدا او ار دوست می دارد به وسیله او باز می کند قلعه های محکم را

[۵۱]: سوره بقره/آیه۱۰

[۵۲]: سوره ق/آیه۳۵

[۵۳]: وَ إِن یُعِدَ بِخَبَرٍ ضَمِیرٌ                       مِن مُبتَدَأٍ یُوجَبُ لَهُ التَّأخِیر

[۵۴]: سوره محمد/آیه۲۴

[۵۵]: سوره مائده/آیه۹۹

[۵۶]: سوره تغابن/آیه۱۲

[۵۷]: سوره قیامه/آیه۱۰

[۵۸]: وَالاَصلَ فِی الاِخبَارِ أَن تُؤَخَّراً                             وَ جَوَّزَ التَّقدِیم إِذ لَا ضَرَراً

[۵۹]: فائده لفظی مانند سجع در کلام و فائده معنوی مانند حصر

[۶۰]: سوره تغابن/آیه۱

[۶۱]: دراصل بوده:اَلحَمدُ لِلهِ هُوَ الحَمِیدُ

[۶۲]: دراصل بوده:نِعمَ الدِّینُ هُوَ الإسلَامُ

[۶۳]: دراصل بوده:بِئسُ القَرِینُ هُوَ الشَّیطَانُ

[۶۴]: دراصل بوده:فَصَبرِی صَبرٌ جَمِیلٌ وَاللهُ المُستَعَان

[۶۵]: دراصل بوده:یَمِینِی أَیمُنُ اللهُ لِأَفعَلَنَّ

[۶۶]: بَعدَ لَولَا غَالِباً حَذفِ خَبَر                        حَتمٌ وَفِی نَصِّ یَمِین ذَا إِستَقَرّ

وَ بَعدَ وَاو عَیَّنَت مَفهُومُ مَع                       کَمِثلِ(کُلُّ صَانِعٍ وَ مَا صَنَع)

[۶۷]: در اصل بوده:لَولَا عَلِیٌّ مُوجُودٌ لَهَلَکَ العُمَر

[۶۸]: در اصل بوده:لأمانه الله قسمی لن أهمل واجبی

[۶۹]: در اصل بوده:اَلطَّالِبُ وَالإِجتِهَاد مُتَلَازِمَان

[۷۰]: نحو وافی/ج۱/ص۴۲۷

:[۷۱] جایز بود که شود:أُکُلُهَا دَائِمٌ وَ ظِلُّهَا دَائِمٌ

[۷۲]: سوره رعد/آیه۳۵

[۷۳]: جایز بود که شود:نَعَم زَیدٌ عَالِمٌ

[۷۴]: البداءه النحو/ج۱/ص۱۲۵

[۷۵]: وَ أَخبَرُوا بِاِثنَینِ اَو بِأَکثَرُوا                             عَن وَاحِدٍ کَهُم سَرَاءَهٌ شُعَرَا

[۷۶]: سوره بروج/آیه۱۴و۱۵

[۷۷]: سوره توبه/آیه۴۰

[۷۸]: سوره محمد/آیه۴

[۷۹]: سوره شوری/آیه۱۵

[۸۰]: سوره آل عمران/آیه۳۰

دیدگاه ها
دیدگاه شما
ایمیل شما در نظر منتشر نخواهد شد