آرشيو
آموزش
آرشيو
پژوهش
تاریخ  تاریخ : ۲۵ بهمن ۱۳۹۵
تعداد بازدید  تعداد بازدید : 340 views مرتبه

 

باسمه تعالی

دهقان پور

موضوع:

رمز موفقیت علمای دین اسلام چیست؟

 

استاد راهنما:

حجه الإسلام و المسلمین حسینی (زید عزه)

پژوهشگر:

جواد دهقانپور

سال تحصیلی: ۹۵-۱۳۹۴

مدرسه علمیه کرمانی‌ها

 

 

 

چکیده

از ویژگی ها و اوصاف علمای دین اسلام، تهذیب نفس است که رکن اصلی موفقیت هر شخص است. انسانی می تواند با علم نجات پیدا کند که تهذیب نفس کند آن هم به وسیله ی استاد اخلاق که در نتیجه ی آن  معصوم بودن از گناه را دربر دارد. و دومین ویژگی اخلاص در عمل که موجب مقبولیت آن عمل می شود. دیگر اوصاف علما که مطرح می شود در مورد ارتباط عاشقانه ی آن ها با خداوند و ارتباط ناگسستنی با اهل بیت علیه السلام و ارتباط اجتماعی آن ها و مقابله ی آن ها با ظلم است.ویژگی های تواضع و فروتنی، مناعت طبع(موجب عزّت آن ها و عزّت اسلام می شود.)، تقوا در مصرف اموال عمومی و وجوهات، ساده زیستی(موجب جذب افراد به اسلام می شود) و توفیق الهی در ادامه این پژوهش مطرح می شود.

 

کلید واژگان

کمال حقیقی – ویژگی علما– ارتباط علما با بقیه – عزّت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست

 

مقدمه. ۴

ویژگی اول: تهذیب نفس… ۵

استاد اخلاق(وسیله اى برای مهذّب شدن) ۵

دوری از گناه(نتیجه تهذیب نفس) ۶

ویژگی دوم: اخلاص وپاکسازی نیت.. ۷

ویژگی سوم:عبادت و پرستش… ۸

سحر خیزی و نماز شب.. ۸

ویژگی چهارم: توکّل و اطمینان به خداوند متعال. ۹

ویژگی پنجم: دعا و زیارت و توجّه و توسل به اهل‌بیت  علیهم السلام. ۱۰

ویژگی ششم: روابط مناسب اجتماعی.. ۱۱

رابطه ی آن ها با علما: ۱۱

رابطه‌ى علما با خویشاوندان. ۱۱

رابطه‌ی‌آنان با مردم : ۱۱

عفو و گذشت.. ۱۲

ویژگی هفتم: مقابله با ظلم (رابطه‌ی آنان با دشمنان) : ۱۳

ویژگی هشتم: تواضع و فروتنی.. ۱۳

ویژگی نهم: مناعت طبع و عزت نفس (بلند طبعی و آزادگی) ۱۵

ویژگی دهم: تقوا در مصرف اموال عمومی و وجوهات.. ۱۶

ویژگی یازدهم: ساده زیستی.. ۱۶

ویژگی دوازدهم: توفیق الهی.. ۱۷

نتیجه گیری.. ۱۸

منابع و ماخذ. ۱۹

 

 

 مقدمه

این مقاله حدود دوازده ویژگی از علمای دین اسلام را بیان می کند. در هر ویژگی با شعر و آیه ای از قرآن مطرح می شود که این خود دلیل محکمی برای موفقیت ورسیدن به کمال است البته با رشد تقویت و عبرت گرفتن، آن هم عبرتی نیکو، می توان خود را به درجات عالیه و در حد بهترین یاوران حضرت بقیه الله الاعظم عج برسانیم و قلب نازنین؟آن حضرت را علاوه بر اینکه از خویشتن خوشحال کنیم، بقیه را نیز از علوم خود بهره مند کرده وآن ها را نیز مورد رضایت امام عصر عج قرار دهیم. مزیت دیگر این پژوهش آن است که در جامعه ی اسلامی افرادی مانند علامه طباطبائی ره و امام خمینی ره بسیار کم شده اند و این خطر و هشداری برای جامعه ی اسلامی است چرا که به فرموده ی امام خمینی ره : حفظ انقلاب مهم تر از پیروزی آن است. از دیگر فواید این تحقیق ذکر داستان و نمونه هایی از داشتن این اوصاف در علما مطرح شده است.

واین تحقیق را هدیه می کنم به آن واسطه ی فیض الهی حضرت بقیه الله الاعظم روحی و ارواح العالمین له فداه      و به روح پاک حضرت سیدالشهداء علیه السلام وشهدای دشت نینوا و امام وشهیدان هشت سال دفاع مقدس.

 

 

 

علما دارای صفاتی بودند که تمامی انسان ها می‌توانند با ایجاد و رشد آن‌ها در خود، به کمال واقعی برسند.

ویژگی اول: تهذیب نفس

« قدأفلَحَ مَن زکّىٰها»[۱]  یعنی  «هرکس نفس خود را پاک و تزکیه کرد، رستگار شد.»

ازکلام بزرگان استفاده می شود که اولین کارلازم برای محصل علوم دینی این است که درصدد تصفیهدل وتطهیرروان وتهذیب نفس باشد؛زیراتاشست وشوی قلب از رذائل اخلاقی تحقق نیابد،هیچ چیزحتّی علم نیزانسان را نجات نمی‌دهد.

همان طور که امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام می فرمایند:

«قَصَمَ ظَهْرِی عَالِمُ مُتَهِتِّکٌ وجاهِلٌ مُتَنَسِّکٌ،فالجاهِل یَغُشُّ النَاس بِتَنَسُّکهٍ والعالم یُنَفِّرُهُم بِتَهَتُّکِه.»[۲]

دوگروه کمر مراشکستند؛دانشمند بی‌شرم ونادان مقدس‌نما، نادان باتظاهربه پارسایی مردم را فریب می‌دهد و عالم بی پروا با پرده‌دری خود، انسان هارا ازدینگریزان می کند.

ملاصدرانیزدرصورتی شاگرد می‌پذیرفت که این شرط هاراقبول کند:

  1. درصددتحصیل مال نباشد مگربه اندازه‌ی تحصیل ومعاش
  2. درصددتحصیل مقام نباشد
  3. معصیت نکند
  4. تقلید ننماید و مجتهدانه مسائل را بپذیرد.

درزمینهتهذیب نفس کتاب هایی ازجمله منیه المرید ومعراج السعاده بسیار کارساز هستند.

 

استاد اخلاق(وسیله اى برای مهذّب شدن)

امام سجّاد علیه السلام می فرمایند:      «هَلکَ مَن لیس له حکیم یُرشِدهُ»[۳]

به کوی عشق منه بی دلیلِ راه قدم               که من به خویش نمودم صداهتمام ونشد  (حافظ)

تربیت شدن انسان نیزبه طورخودروامکان‌پذیر نیست.کسی نمی‌تواند مدعی شود،بدون اینکه کسی او را ارشاد کند،قادر است قلب خودراصفاو جلا بدهد.بنابراین مهم‌ترین مسأله پیداکردن استاد اخلاق وانسان وارسته‌ای برای تربیت خوداست.

 

 

 

امام خمینی ره می‌فرمایند:

«استاداخلاق برای خود معین کنید،جلسه‌ی پند و نصیحت تشکیل دهید، خودرو ‌نمی‌توان مهذّب شد.اگرحوزه همین طور از داشتن مربی و جلسات پندو اندرز خالی باشد، محکوم به فنا می شود.چطور  می‌شودبرای علم فقه واصول به مدرّس نیازاست،درس و بحث می­خواهد، لکن علوم معنوی به تعلیم وتعلّم نیازی ندارد؟کراراً شنیدم سیّد جلیلی استاد اخلاق شیخ انصاری بوده است.»

البته پس از فهمیدن اهمّیت استاد اخلاق،انسان باید درانتخاب استاد بسیار محتاط ودقیق باشد وهرشخصی رابه استادی انتخاب نکند.مرحوم علّامه بحرالعلوم دراین زمینه می فرمایند:

«استاد عام شناخته نمی­شود مگربه مصاحبت او درخلاءوملاء ومعاشرت باطنیه و ملاحظه‌ی تمامیت ایمان جوارح ونفس او،زینهار، به ظهور خوارق عادات وبیان دقایق ونکات واظهارخفایای آفاقیه واخبایای انفسیه وتبدّل بعضی از حالات خود،به متابعت او فریفته نباشد.»[۴]

 

دوری از گناه(نتیجه تهذیب نفس)

«واتّقوا الله ویُعَلِّمُکُمُ الله»[۵]

«پرهیزکار شوید تا خداوند شمارا علم بیاموزد.»

یکی از آثار و نتائج تصفیهروح،کنارگذاشتن گناه است.بایددانست که از شرایط مهم موفقیت درتحصیل علوم شرعیه،ترک معصیت است و هم‌چنین یکی از راه‌های تقویت حافظه برداشتن بار گناه است. انسان که مرتکب کارهای حرام شود،قلبش سیاه گشته و دیگر قابلیت تابیدن نورعلم، حتّی دانستن چند اصطلاح خشک را هم ندارد. دراین مورد شیطان هم هر کسی را از راه مخصوصی به گمراهی می‌کشاند،به روحانی نمی گوید: «نعوذ بالله» شراب خواری کن، قمار بازی کن؛ بلکه روحانی را ازطریق حسادت، جاه طلبی، مقام پرستی، غیبت، تهمت، شایعه پراکنی، شوخی های بی جا و بی مورد و سخنان «لا یعنی» وامثال آن،با توجیهاتی که می‌کند واعمال را نیکو جلوه می‌دهد، گمراه می کند.امام صادق علیه‌السلاممی‌فرمایند:

«وَجَدْتُ عِلمَ النّاس کُلَّهُ فی أربعه: أوّلُها أن تعرف ربّک،والثّانی أن تعرف ما صنع بک،والثالث انْ تعرف ما أراد منکَ،والرابع أن تعرف ما یُخْرِجُکَ من دینِک.»[۶]

تمام علوم مردم رادر چهار چیز یافتم: ۱٫ این که پروردگارت را بشناسی ۲٫ بشناسی خداوند در وجود توچه کرده است ۳٫ آنچه راکه خداوند متعال ازتو می خواهد،بفهمی ۴٫ نسبت به اموری که تو را بی‌دین می کند،شناخت وآگاهی داشته باشی.

شاهد بحث دراین روایت فراز آخر آن است.باید توجه داشته باشیم که گناهانی که ما را از دین خارج     می‌کنند ازجمله تجمّل پرستی، خود محوری، دنیا طلبی، تنبلی وسستی، شکمبارگی و… . را بشناسیم و از آنهابر حذر باشیم.

استاد بزرگ علم اخلاق مرحوم شیخ محمد بهاری رحمه الله می فرماید:

«کسی که می خواهد متقی باشدو در راه تقوا قدم بگذارد باید چند امر را مراعات کند؛اول ترک گناهان که پایه واساس دنیا وآخرت،بر آن نهاده شده است ومقرّبین درگاه خداوند متعال،به چیزی بهتر از آن تقرب نجستند.»

واز اینجاست که حضرت موسی علیه السلام  از حضرت خضر علیه السلام سؤال می کند که چه کرده ایکه من مأمور شدم از تو تعلّم کنم،به چه چیزی به این مرتبه رسیدی؟فرمود: بترک المعصیه. پس گاهی ترک گناه باعث می شود پیغمبر اولوالعزم شاگرد شخصی پایین تر از خود شود.گذشته از همهاین ها،از آنجا که حضرت ولی عصر«ارواحنا فداه» به فرمودهخودشان[۷]بر اعمال ما آگاهی دارند وناظر بر جزئیات کار ما هستند؛ هر گناهی که از ما سرمی زند، تیری است که به قلب آن‌واسطه فیض مخلوقات، نشانه می‌رود.وبنگریدکه چگونه درنامهمبارکشان به شیخ مفید «رحمه الله»از گناهان شیعیان ناراحت هستند وشکوِه می کنند وعلت طولانی شدن غیبت را، عمل نکردن شیعیان به وظایف خودشان می‌دانند:

« اگر دوستان ما‌ ـ‌که خدایشان به طاعتشان موفق بدارد‌ـ ‌به عهدی که بر‌آنهاستعمل می کردند،دراین راه یکدل وهم صدا بودند،دیدار ما ونیکبختی آنان به سبب آن،از ایشان به تأخیر نمی افتاد وبه زودی با مشاهدهما به سعادت می رسیدند.چیزی‌که مرا از شیعیانم پنهان داشته است،کارهای ناشایسته       آن‌هاست.»

 

ویژگی دوم: اخلاص وپاکسازی نیت:

«واذکرفی الکتاب موسی انّهُ کان مخلصاًوکان رسولاً نبیّاونادیناه من جانب الطور الایمن وقربانه نجیّا.»[۸]

یکی از مسائل با اهمیت که برای طلاب،توجه به آن ضروری است و در سیره ی علمای شیعه مشهود است، این است که در پی تحصیل مخلص وپاکسازی نیت خود باشند واز همان آغاز کار، فقط برای خداوند سبحان گام بردارند وهرگز قصد رسیدن به اهداف آلوده دنیوی قرار ندهند.

طلبه باید ازفکر مسند‌یابی، جاه‌طلبی، نامجوئی، رسیدن به مرجعیت ورهبری،امام جمعه وجماعت،نمایندگی مجلس،کسب مقام درجامعه، شهرت، جلب نظر مردم واحترام به آن هاو… ، را از سر خود بیرون کند والّا نه تنها علمش به حال او سودی نخواهد داشت،‌ بلکه هر‌چه جلوتر می رود،به جهنّمنزدیکتر می شود[۹] اسباب بدبختی خودرا فراهم می‌کند و در بیشتر اوقات بدبختی جامعه رافراهم می‌کند.تحصیل اخلاص بسی صعب و‌مشکل است، به این سادگی ها نمی توان به آن‌ ـ شرط اصلیهمه‌ی کارها است ‌ـ دست یافت واحتیاج به مبارزه‌ی طولانی و مداوم با نفس دارد.در حدیثی آمده است که خداوند متعال می فرمایند:  «اخلاص پالایش قصد ونیت یکی ازاسرار من است که در دلبندگان محبوب خویش به ودیعه می‌گذارم.»[۱۰]امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:«بالاترین و برترین نعمتی که خداوند به بنده‌اش ارزانی می‌دارد این‌است که اورا موفق کند که جز خدا در قلبش چیزی نباشد.»[۱۱]پس آنچه معتبر است، کیفیت و چگونگی عبادت و عمل است نه قلت و کثرت آن.در قرآن می‌خوانیم:

«لِیَبْلُوَکُم أیُّکُم أحْسَنُ عملا»  نه «لِیَبْلُوَکُم أیُّکُم أکثر عملا»

عمل را باید با اخلاص انجام داد.نقاد آگاهی آنجاست که طلاب خیال می‌کنند، اعمالشان در منطق مردم به این شکل است حتماًدر پیشگاه خداوند‌متعال هم،همین طور است، در حالی که:«إنَّ الله بما تعلمون خبیر»

در ابتدای تحصیل ممکن است، برخی خویش را از‌آلودگی منزّه بدانند، ولی باید توجه داشت که به این زودی نمی‌توان چنین اطمینانی پیدا کرد و لازم است با چراغ عقل و قرآن و احادیث، در زوایای دل گردشو خود را محاکمه کرد.هم چنین وقتی که دست انسان از همه جا کوتاه است، می‌پندارد که هدفی جز «رضای حق تعالی» ندارد، ولی این کافی نیست؛ بلکه باید چنان باشد که اگر روزی ریاست وشهرت و پست و مقام هم به آن روی آورد، خود را نبازد و شیفته‌ی آنها نشود بلکه به عنوان وسیله‌ایبرای دست یافتن به اهداف خدایی استفاده کند.

 

ویژگی سوم:عبادت و پرستش

«و ما خلقتُ الجنَّ و الانس إلّا لِیعبُدونِ »[۱۲]

مهم ترین مسأله‌ای که باید مورد توجه هر مسلمانی باشد، مسأله‌ی عبادت وپرستش خدای متعال وتوجه به ذات اقدس اوست.واین موضوع نسبت به کسانی که رهبران قافله گم‌گشته‌ی بشریت وعالم دینی الهی هستند، دارای اهمیت بیشتر است و تأکیدی فزونتر دارد از این روست که می‌بینیم عالمان بزرگ ما در کنار دیگر ابعاد این دین حنیف، به این امر توجه فوق العاده‌ای داشتند وخلاصه عالم و عابد بودند وبرای واجبات و ادعیه و نمازهای مستحبی اهمیت ویژه ای قائل بودند.

علّامه طباطبایی رحمه الله علیه

یکی از شاگردان علامه ره می فرماید:«علامه در مراتب عرفان و سیروسلوک معنوی مراحلی را پیموده بودند.اهل ذکرو دعاو مناجات بودند،در بین راه که اورا می‌دیدم غالباً دکر خدا را بر لب داشته است.در جلساتی که محضرشان بودیم، وقتی جلسه به سکوت می‌کشید دیده می‌شد که لب های استاد به ذکر خدا حرکت می‌کرد.به نوافل مقید بودند وحتّی دیده می‌شد که در بین راه مشغول خواندن نمازهای نافله است. شب‌های ماه رمضان تا صبح بیدار بودند، مقداری مطالعه می‌کردند و بقیه را به دعاو قرائت قرآن و …. مشغولمی‌شدند. هفته‌ای حداقل یکبار به حرم حضرت معصومه علیها السلام مشرف می‌شدند ودر ایام تابستان بهزیارت امام رضا علیه السلام می‌شتافتند.»

 

سحر خیزی و نماز شب

«هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ                   از یمن دعای شب و ورد سحری بود»

«مرا در‌این ظلمات آنکه رهنمایی کرد                    نیاز نیم شبی بود و گریه ی سحری»  حافظ

یکی از اموری که باید همه‌ی مسلمانان و مخصوصاً طلّاب و روحانیون مورد عنایت قرار دهند، سحر خیزی و تهجّدو رازو نیاز سحرگاهان است.درقرآن کریم، ازسحرخیزان وشب‌زنده‌داران،تجلیل وتمجید شده است.[۱۳]امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«لیس من شیعتنا من لم یُصَلِّ صلاه اللیل»[۱۴] یعنی «کسی که نماز شب نمی خواند از ما شیعیان نیست»

به گفته‌ی یکی از اساتید اخلاق از وظایف حتمی طلّاب است که این مستحب پراهمّیت را ارج نهندوانجام دهند‌وبامناجات وقت سحر و خلوت با خدای متعال و تفکّر درآیات حق، قلب خویش را نورانیوشب ظلمانی را تبدیل به روز روشن کنند.

شب مردان خدا روز جهان افروز است                روشنان را به حقیقت شب ظلمانی نیست

یکی از نزدیکان امام می گوید:«پنجاه سال است که نماز شب امام ترک نشده است،امام در بیماری،در صحت، در زندان، در خلاصی، در تبعید، حتّی بر روی تخت بیمارستان قلب هم نماز شب می‌خوانند.شبی از پاریس به‌سوی تهران می‌آمدند،تمام افراد در هواپیما خوابیده بودند.تنها امام در طبقه‌ی بالای هواپیما نماز شب می‌خواندند.»[۱۵]

 

ویژگی چهارم: توکّل و اطمینان به خداوند متعال

«و علی الله فَلْیَتَوَکَّلِ المؤمنون»

مؤمنان باید کارهای خود را، تنها به خداوند واگذارند.

من استعان بغیر الله فی طلبٍ                    فإنَّ ناصِرَهُ عجزٌ و خِذْلان

کسی که کمک گیرد در هنگام نیاز غیر خدارا                  یاورش ناتوان و ذلیل است

توکّل و اطمینان و واگذاشتن امور به قادر متعال، از جمله صفات برجسته بندگان حق‌تعالی است.آنچه از دو دلی‌ها، تردید‌ها و نگرانی‌ها نسبت به آینده، جلوگیری می‌کند،توکّل‌و اطمینان به خداوندمتعال است.هم‌چنین ازجمله موضوعاتی است که در‌قرآن کریم زیاد درباره‌اش سخن گفته شده استو از خصلت‌های والای مؤمنین است که در قرآن، متوکلین از محبوبین خداوند متعال تلقّی می‌شود.[۱۶]بنابراین باید در تمام امور ـ چه مادی و چه معنوی ـ تکیه انسان به خداوند متعال باشد و به اصل«لا مؤثّرٍ فی الوجود الّا الله » باور داشت:

«اگر تیغ عالم بجنبد ز‌جای                          نبرّد رگی تا نخواهد خدای

هیچ کس بی‌امر او در مُلک‌او                        در نیفزاید سر یک تار مو»

یکی از نزدیکان امام می گوید:«امام را [در عصر طاغوت] می‌خواهند به‌سوی تهران حرکت دهند یاران در کنار ماشین گریه می‌کنند،ولی آنان را دعوت به صبر می‌کند.این سخن خودشان است که: در بین راه قم و تهران ناگهان ماشین از جاده‌ی اصلی منحرف شد به خاکی و من یقین کردم که می‌خواهند مرا بکشند، ولی مجدداً بهجاده اصلی بازگشت.من در خود مراجعه کردم و دیدم هیچ تغییری در من حاصل نشده است .. .»[۱۷]

استاد علاّمه طباطبایی(ره) در زمینه‌ی توکل وتفویض امور به خداوند متعال فرمودند:

«هنگامی که از تبریز به قصد ادامه تحصیل علوم اسلامی به سوی نجف اشرف حرکت کردم از وضع نجف بی‌اطلاع بودم، نمی دانستم کجا بروم و چه کنم. در بین راه همواره به فکر بودم که چه درسی بخوانم، پیش چه استادی تلمذ نمایم و چه راه و روشی را انتخاب کنم که مرضی خدا باشد. وقتی به نجف اشراف رسیدم، رو کردم به قبه و بارگاه امیرالمؤمنین علیه السلام و عرض کردم: یا علی، من برای ادامه تحصیل به محضر شما شرفیاب شده‌ام، ولی نمی دانم چه روشی را پیش گیرم و چه برنامه‌ای را انتخاب کنم، از شما می‌خواهم که در آنچه صلاح است مرا راهنمایی کنید. ناگاه در خانه را زدند، در را باز کردم، دیدم یکی از علمای بزرگ است.»

 

ویژگی پنجم: دعا و زیارت و توجّه و توسل به اهل‌بیت  علیهم السلام

«قل ما یَعبَؤُ بکم  ربّی لولا دعاءکم »[۱۸]

بگو:«پروردگارم برای شما ارجی در آن قائل نیست اگر دعای شما نباشد.»

یکی از مهم‌ترین اسباب موفقیت،توجه زیاد به خداوند ‌متعال و اهتمام به ادعیه و توجه و توسل بهائمّه‌اطهارعلیهم‌السلاممخصوصاً وجود مسعود حضرت‌ بقیّه‌الله الاعظم علیه‌السلام است.همین توسلاتانسان را در تحصیل علم و کسب اخلاص و تهذیب نفس و ترک گناهان، فراوان یاری می‌دهد.

یکی از رموزی موفقیت امام خمینی رحمه الله علیه  توجه و و علاقه و توسل بسیار این رهبر الهی بهامامان علیهم‌السلام است. برای مثال یکی از این‌ نمونه‌ها را می‌خوانیم:

« علاقه امام خمینی (ره) به اهل‌بیت علیهم السلام در حد وصف‌نشدنی بود.امام عاشق آن‌هاست، عاشقی که تا صدای ( یا حسین‌) بلند می‌شود، بی‌اختیار اشک می‌ریزد؛ امام با اینکه در برابر مصیبت‌ها صابر است وحتّی در برابر مشکلاتی چون شهادت حاج‌آقا ‌مصطفی اشک نمی‌ریزد، امّا به مجرد اینکه یک روضه‌خوان بگوید:«یا اباعبدالله الحسین، قطرات اشک از دیدگانش فرو‌می‌چکد و اینواقعاً علاقه‌ی کمی نیست. هم‌چنین امام شدیداً به ترویج همان سنّت‌های دیرینه عزاداری می‌پرداختند.»

علاّمه طباطبائی(ره) می فرمود:«ما هر چه داریم از اهل بیت پیامبراکرمصلّی الله علیه و آله داریم.»[۱۹]

ویژگی ششم: روابط مناسب اجتماعی

رابطه ی آن ها با علما:

« یرفع الله الذین ءامنوا منکم والذین ءاتوا العلم درجات»[۲۰]

«خداوندکسانی را که ایمان آورده‌اند وکسانی را که علم ‌به آنها داده شده است، درجات عظیمی می‌بخشد.»

تکریم و احترام و بزرگداشت عالمان بزرگ و راستین شیعه، یکی از اسباب موفقیت طلّاب در تحصیل می‌شود و این امر بر هر مسلمانی بویژه طلبه‌ها لازم است. اهانت به علمای متعهد و متقّی،گناهی است نابخشودنی و باعث شقاوت وکوتاهی عمر و محرومیّت از تحصیل علم و تقوا می شود.

وحید بهبهانی چگونه استاد کل شد؟

از وحید بهبهانی پرسیدند: چگونه به این مقام علمی و عزت و شرف رسیده‌ای؟ آقا در جواب نوشتند:

« من ابداً خود را چیزی نمی دانم و در ردیف علمای موجود به شمار نمی‌آورم و آنچه ممکن است مرا به این مقام رسانده باشد این ‌است که هرگز از تعظیم و بزرگداشت علما  ونام آن ها را به نیکی بردن، خودداری ننمودم و هیچ وقت اشتغال به تحصیل را تا آنجا که مقدورم بود ترک نکردم و همیشه آن را بر تمام کارهایم مقدم داشتم.»

رابطه‌ى علما با خویشاوندان:
خانواده به عنوان اولین کانونی که شخصیت انسان در آن شکل می گیرد، دارای اهمیتی خاص است . والدین که در تربیت اولاد، هسته مرکزی مجموعه عظیم خویشاوندان را تشکیل می دهند، با الگو دهی مناسب و فراهم کردن فضایی مطلوب در خانواده، نقش بسزایی در شکل گیری و شکوفایی استعدادهای اعضای خانواده ایفا می‌کنند . حضرت علی علیه السلام خویشاوندان را به بالهایی تشبیه می کند که انسان را در صعود به اهداف عالی کمک می کنند. «واکرم عشیرتک فانّهم جناحک الذی به تطیر واصلک الذی الیه تصیر ویدک التی بها تصول»[۲۱]«خویشاوندانت را گرامی دار، زیرا آنها پر و بال تو می باشند که با آن پرواز می کنی و ریشه تو هستند که به آنها باز می گردی و دست [نیرومند] تو می باشند که با آن حمله می‌کنی .»

رابطه‌ی‌آنان با مردم :

«لقد جاءکم رسولٌ من أنفسکم، عزیز علیه ما عنتّم، حریصٌ علیکم، باالمؤمنین.»[۲۲]

«برای شما پیامبری از خودتان آمد که دشواری شما بر او سخت باشد واو حریص است بر هدایت شما. و با مؤمنان مهربان است و بخشنده.»

پیامبران الهی و امامان معصوم علیهم السلام  دلسوزترین و خدمتگزارترین انسان‌ها به جوامع بشری بودند.

برای هدایت مردم خود را دچار مشکلات طاقت‌فرسا می‌کردند و وقتی با عدم پذیرش دعوت ازسویحق از مردم مواجه می‌شدند، به‌خاطر گمراهی آنها بسیار تأسف می‌خوردند. قرآن درباره‌ی این موضوع خطاب به پیامبراکرم صلّی الله علیه و آله می‌فرماید: « لعلّک باخعٌ نفسک ألّا یکونوا مؤمنین »[۲۳]

یعنی «[ای محمّد] شاید تو خود را از اندوه اینکه مردم ایمان نمی‌آورند، هلاک کنی. »

وهم‌چنین ایثارگری‌های مولا امیرالمؤمنین و خانواده‌اش علیهم السلام نسبت به یتیم، مسکین و اسیر که‌در عالم بالا صدا کرد و خداوند‌متعال سوره‌ی هل أتی را دربارشان فرستاد، نمونه‌ای است از این دلسوزی‌ها. در روایات ما، نسبت به این امر تأکید فراوان شده است از‌جمله در حدیثی از  پیامبراکرم صلّی الله علیه و آله آمده است که:    «من أصبح لا یَهْتَمُّ بأُمور المسلمین فلیس بمسلم.»

«کسی که هر روز به امور مسلمانان، همّت نگمارد، مسلمان نیست.»

شیخ انصاری :

دستگیری ازفقرا وبی نوایان جز وظایف حتمی خود می ‌دانست واز ایام کودکی این شیوه‌ی خداپسندانه را داشت. از اشخاصی موثق، به طور متواتر رسیده که در بقعه پیر محمد واقع در محله حیدرخانه‌دزفول فقیری عاجز بود و شیخ هر شب شام خود را به آن فقیر می‌داد وباشکم گرسنه می‌خوابید یا خود به اندک چیزی قناعت می‌کرد.

 

عفو و گذشت

« و إذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاماً »[۲۴]

و هنگامی که جاهلان آن‌ها را مخاطب سازند، به آن‌ها سلام می‌گویند.

«وإذامرُّوا باللَّغو مَرُّوا کِراماً»[۲۵]

و آن هنگامی که با لغو و بیهودگی برخورد کنند، بزرگوارانه می‌گذرند.

یکی از صفات برجسته و خوی‌های پسندیده، که مورد تأکید قرآن و روایات است، مسأله‌ی عفو و بخشش از نابخردان و سبک‌مغزان، وتحمّل و بزرگواری در ابلهان، می باشد. لازم است که انسان دریادل بوده و به‌مجرد اینکه از کسی آزار دید، نباید درصدد انتقام و کینه‌جویی برآید ، بلکه شایسته است از دیدگاه گذشت، بدین‌گونه امور بنگرد و ابداً دلگیر و دلشکسته نشود واز تعقیب هدف خویش بازنماند، و علاوه‌بر عفو، شخص مجرم را مورد احسان قرار بدهد.

افرادی با کوچک‌ترین اهانت یا تحقیری نسبت به خود دلگیر می‌شوندو درصدد انتقام‌جوئی برمی‌آیندکه چقدر آنها کم‌ظرفیتند و ازانسانیّت بی‌بهره. چه بسیار دیدیم کسانی را که سخن از اذیت ده‌ها سال پیش کسی، درباره‌ی خودشان به‌میان می‌آورند و هنوز در فکرند وبا هر وسیله و حیله‌ای، خشم و غیظخود را فرو‌نشانند و طرف دیگر را مجازات کنند. اینان آیات شریفه‌ی « ولیعفوا ولیصفحوا»[۲۶] و«ان تعفوا أقرب للتقوا »[۲۷] در گوششان طنین‌افکن نشده و ندای دلنواز « إدفع بالتی هی أحسن»[۲۸] را به گوش جان نسپرده‌اند.

امیرالمؤمنین در وصف افراد متّقی و  پرواپیشه می‌فرمایند:

« [انسان‌های پرهیزکار] از کسی که به آنها ظلم کرده می‌گذرند، و به فردی که محرومش کردهبخشش می‌کنند، به آنان که از ایشان بریده ‌اند، می‌پیوندند.»[۲۹]

یکی از شاگردانعلّامه طباطبائی رحمه الله علیه می‌نویسد: « به خاطر دارم هنگامی که نابخردی از روی غرضی از اقدام جاهلانه ای در جهت تضعیف شخصیت علمی ایشان انجام داده بود، جمعی از علاقه‌مندان اجازه می‌خواستند، اورا توبیخ کنند؛ایشان با کمال آرامش و متانت فرمودند: « و لا یحیق المکر السیء إلّا بإهله.»[۳۰]وطولی نکشید که مصداق این آیه شریفه، در حقّ وی تحقق یافت.

 

ویژگی هفتم: مقابله با ظلم (رابطه‌ی آنان با دشمنان) :

«و لا ترکنوا إلی الذین ظلموا فتمسّکُم النّار.»[۳۱]

و بر ظالمان تکیه ننمائید، که موجب میشود آتش شما را فراگیرد.

عالمان متعهّد، امین و راستین شیعه، در طول تاریخ غیبت کبری، تا آنجا که در توان داشته‌اند و برای جامعه اسلامی مصلحت دیده‌اند، همواره با ستمگران و سلاطین مستبد در ستیز و مبارزه و نبرد بودند،وچنانکه قبلاً یاد شد هیچکس چون دانشمندان شیعه در راه ارزش‌های انسانی و اسلامی و بالا بردن فرهنگ جامعه ورهایی توده از قید و بندهای ظلم و جور، نیندیشیده و نکوشیده است.

این مشعلداران الهی، در هر زمانی، متناسب با اوضاع و احوال آن زمان، برای پیشبرد اهداف اسلامی گام برداشته‌اند.آنان بیدارترین افراد جوامع بشری بودند وانسان‌ها را از خطرهایی که متوجه آنها بوده، بر حذر داشته‌اند.

سیّد محمد باقر شفتی ، معروف به حجّه الاسلام، هرگز به دیدن حاکم اصفهان نرفت. و هر وقت حاکم، خدمت ایشان می‌آمد، دم در می‌ایستاد و سلام می‌کرد، ومکرر اتفاق می‌افتاد که سیّد متوجّه نمی‌شد، پس از لحظاتی که نگاه می‌کرد و او را می‌دید، اذن جلوس می‌داد. و هرگز برای وی تواضع نمی‌کرد.

 

ویژگی هشتم: تواضع و فروتنی

«واخفِض جَنَاحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ المؤمنین»[۳۲] ؛

«و بال وپرخود را برای مؤمنانی که ازتوپیروی می‌کنند، بگستر.»

«و عباد الرحمن الدین یمشون علی الارض هوناً. »[۳۳]

«بندگان ستوده‌ی خدا، آنانندکه درزمین، متواضعانه راه می‌روند.»

نردبان خلق این ما و من است                   عاقبت زاین نردبان افتادن است

هر که بالاتر رود ابله‌تر است                      کاستخوان او بترخواهد شکست   «مولوی»

در بخش‌های قبلی صفاتی از آن‌ها را بیان کردیم از‌جمله مهذّب بودن، مخلص بودن، عفو و گذشت،روح مردمی و توکّل به خداوند . اکنون می‌خواهیم در مورد یکی از مهم‌ترین و برترین صفات یعنیتواضع و فروتنی بحث کنیم.فروتنی برای هر انسانی زیبنده است و برای روحانی زیبنده‌تر و بالعکس،تکبّر، خوی زشتی است که برای همه زشت‌تر و برای طلبه زشت‌تر است. اموری که موجب پیدایشخوی پست تکبر و خودمحوری می‌شود، فراوان است که از‌جمله‌ی آنها؛ جاه و مقام، مال و منال وعلم و دانش است. برخی افراد کم‌ظرفیت با یاد‌گرفتن چند اصطلاح صرفی و نحوی، و مانند آن بقدری به خود مغرور می‌شود که خود را در مرتبه نبوّت و اعلم علما به‌حساب می‌آورند. که البته این‌گونه انسان‌ها، اگر از تربیت صحیح برخوردار شوند، رفته رفته از آن قلّه خیالی خویش پایین می‌آیند و می‌فهمند «همی که نادانند.» باشناخت بعضی ازگروه‌های انسان‌های متکبر، شایدبتوانیم جز آنها نباشیم:

  1. گروهی دانش را دست‌آویز وبهانه‌ی خود قرار داده و انتظار آن را دارند که همه‌ی مردم دست به سینه باشند و تمام کارهای آن‌ها را انجام‌دهندو لوازم زندگی‌شان را فراهم کنند.
  2. عده‌ای هم به دانش و علم خود می‌بالند و کوس «لمن الملک» می‌زنند و از این جهت خود را مقدم وجلوتر از دیگران می‌دانند ولی همانگونه که در حدیث از امام معصوم علیه السلام آمده است:

«مَن قَال أنا عالمٌ فهو جاهل» کسی که خود را عالم حساب کند و از روی فخرفروشی بگوید، من دانشمند هستم، در حقیقت نادان است.

  1. و دسته‌ای از فرط تکبر، اگر در مباحثات، طرف مقابلش حرف حقّی بر زبان جاری سازد، زیربارنمی‌روند و اگر از آنان سؤالی شود که به پاسخ آن آشنا و علم نداشته باشند، شهامت گفتن، نمی‌دانم،را ندارند و با طفره رفتن و مطالب نامربوط گفتن، می‌خواهند سائل را ساکت کنند و نادانی خود راپوشیده بدارند و مبادا از چشم مردم بیفتند. درحالی که گفتن ـ لا أدری ـ نمی‌دانم در خصوص مسائلی که انسان‌ به آن‌ها آگاهی ندارد، علامت شهامت و تقوا و حس‌خداجوئی و خداباوری است و فقط افراد فرومایه از آوردن آن بر زبان ابا دارند؛ زیرا به غلط چنین می اندیشند که از شخصیت اجتماعی خویش تنزل می‌کند، ولی این چیزی جز وسوسه شیطانی نیست. قرآن کریم هم آن را ذکر کرده است :

«ألم یؤخذ علیهم میثاق الکتاب ان لا یقولوا علی الله إلَّا الحق»[۳۴]

«آیا از آنان پیمان نگرفتند که سخنی جز حقّ نگویند؟»

«ملا احمد مقدس اردبیلی در سفر بود یکی از زوّار که او را نمی‌شناخت به او گفت: جامه‌های مرا ببر نزدیک آب، بشوی و چرک آن‌ها را بگیر.  ملا احمد قبول کرد جامه‌های آن مرد را برد وشست و آورد تحویل بدهد، در این هنگام آن مرد ملا احمد را شناخت و خجالت کشید، مردم نیز او را توبیخ کردند. مقدس اردبیلی فرمود: چرا او را ملامت می‌کنید؟ مطلبی نشده است، حقوق برادران مؤمن بر یکدیگر بیش از این‌هاست. و هم‌چنین در مورد امام هشتم علیه السلام نیز آمده است که روزی ایشان وارد حمام شدند، شخصی در حمام بود که آن حضرت را نمی‌شناخت، گفت: بیا مرا کیسه بکش.امام رفت و کیسه‌ کشیدن آن مرد مشغول شدند. سپس مردم آمدند و از امام برای کردار آن مرد عذر خواهی کردند. امام با مردم سخن می‌فرمود تا نگران نباشند و همینگونه ادامه دادند تا کیسه‌ی آن مرد را تمام کردند.»[۳۵]

 

ویژگی نهم: مناعت طبع و عزت نفس (بلند طبعی و آزادگی)

چرخ و زمین بنده‌ی تدبیر توست                بنده مشو درهم و دینار را        «پروین اعتصامی»

از اموری که رعایت آن برهر مسلمانی لازم و بر«روحانی» لازمتر است؛ مسأله‌ی بلند طبعی  وآزادگی و بریدن طمع و امید از مال و ثروت این و آن است. با رعایت کردن این اصل اساسی است که شخصیت و عزت و شرف انسان محفوظ می‌ماند و در پرتو آن می‌تواند سربلند و به دور از بند رقّیّتو بندگی این وآن، زندگی کند. آنکه طمع به مال و منال دیگران دارد و یا هدیه و خدمتی از مردم پذیرفته البته در بسیاری از موارد، نه بطور کلی خود را خوار و ذلیل کرده و عزت اسلامی و ایمانیو شخصیت خود را درهم کوبیده است.

این که گفته شد، مراعات این اصل بسیار مهم، برای «روحانی» لازم‌تر است، به این دلیل که روحانی تنها در صورتی می‌تواند امر به معروف و نهی از منکر و از اسلام مرزبانی کند، و اگراز کسی گناه و خیانتی دید، مردانه در برابرش بایستد و اورا از آن کاربازدارد؛که زیر بار منّت آن شخص نباشد. و با جرأت تمام بدون این که دراثر نهی او، منافعش به خطر می‌افتد، اقدام به این عمل خداپسندانه کند والّا از وظیفه‌ی خود یعنی هدایت جامعه به‌سوی تکامل و مرزبانی اسلام، باز می‌ماند.

بنابراین از وظایف حتمی روحانی است که برای امرار و معاش و گذران زندگی، دست به طمع به اینو آن دراز نکند و گردن پیش هر کس و ناکسی خم ننماید، و حتی در صورت پرداخت کسی بدون درخواست ابتدائی، واکنش منفی نشان دهد؛ مگر در مواردی خاص که استثنا شده است. و برای تقویت این صفت در خود می‌توانیم به حدیث پیامبراکرم صلّی الله علیه وآله اکتفا کنیم:

« خداوند متعال، عهده‌دار رزق روزی طالب علم است و روزی اورا از طریق ویژه‌ای تضمین می‌کندکه سایر مردم مشمول این لطف خاص او نیستند.»

«یکی از ثروتمندان ایران هنگام سفر به مکه، مبلغی به شیخ انصاری رهبخشید تا آنکه منزلی برای خویش تهیه کند؛ ولی شیخ همه‌آن مال را برای ساختن مسجدی مصرف‌ کرد. وقتی آن مرد از مکه بازگشت، شیخ اورا به مسجد هدایت کرد و فرمود: این است منزل من ،که تو سبب آن شدی. آن مرد از این کردار خداپسندانه‌ی شیخ مسرور شد وارادتش به ایشان افزون شد.»[۳۶]

 

ویژگی دهم: تقوا در مصرف اموال عمومی و وجوهات

آن پارسا که ده خرد و باغ رهزن است          آن پادشا که مال رعیت خورد گداست    « اعتصامی »

زاهد که درم گرفت و دینار                  زاهد‌تر از او یکی بدست آر   « سعدی »

دراسلام، مسأله رعایت و حفظ اموال عمومی و بیت المال و دقّت و احتیاط درآن اهمیت خاصی داردو عنایت تام به آن شده است. دقت و احتیاط رهبران این مکتب انساز ساز در امر بیت المال از عبرتانگیزه‌ترین امور در زندگی آنان است.امام علی علیه السلام در ضمن خطبه‌ای می‌فرمایند:

« سوگند به خدا، [برادرم] عقیل را درشدت فقر و بی‌چیزی دیدم، که یک من گندم [ از بیت‌المال ]شمارا از من می‌خواست.و کودکانش را از تهیدستی با موهای غبارآلوده و رنگ‌های تیره دیدم، مانند آنکه رخسارشان با نیل سیاه شده بود. چند بار نزد من آمد و همان گفتار را تأکید و تکرار می‌کرد،و من گفتارش را گوش می‌دادم، و می‌پنداشت دین خود را به او فروخته و از روش خویش دست برداشته و به دنبال او می‌روم، پس پاره‌آهنی برای او سرخ کرده نزدیک تنش بردم تا عبرت بگیرد. پس از درد آن،  ناله و شیون کرد؛ مانند ناله بیمار و نزدیک بود از اثر آن بسوزد، به او گفتم: ای عقیلمادران در سوگ تو بگریند، آیا از پاره آهنی که آدمی آن رابرای بازی خود سرخ کرده، ناله می‌کنی و مرا به‌سوی آتشی که خداوند قهّار، برای خشم خود برافروخته می‌کشانی؟ آیا تو از این رنج می‌نالیو من از آتش دوزخ ننالم؟»[۳۷]

«امام خمینی ره به هیچ وجه، بیش از مخارج ضروری زندگی به فرزندش حاج‌آقا مصطفی نمی‌دادند و بسیار اتفاق می‌افتاد که ایشان شب‌ها از اندرون می‌آمدند و اگر چراغی روشن بود خاموش می‌کردند و فردا توبیخ می‌کردند که چرا چراغ روشن گذاشتید.»

 

ویژگی یازدهم: ساده زیستی

آن را که دیبه هنر و علم در براست       فرش سرای او چه غم ارزانکه بوریاست؟«پروین اعتصامی»

سادگی و زهد و پرهیزاز زرق و برق و تجمّلات و جلوه‌های دنیوی، یکی از بارزترین ویژگی‌های رهبران مکاتب آسمانی بویژه ، اسلام است . شاید بتوان گفت یکی از عوامل مهم جذب مردم به این اسلام، بی‌پیرایگی پیامبر و امامان معصوم علیهم السلام و سپس عالمان دینی بوده و هست.

یکی از عوامل که انقلاب اسلامی را تهدید می‌کند، روی آوردنِ معدود کسانی در لباس مقدس روحانیت به تشریفات و زرق و برق زندگی است. که یکی از دسیسه‌های دشمنان برای شکست انقلاب اسلامی نیز همین است. مستر « همفر » جاسوس استعمار پیر انگلستان در کشورهای اسلامی،در ضمن خاطرات خود، حدود دوقرن و نیم پیش می‌نویسد: « وسیله دیگر برای جداکردن مردم از علمای دین، افتتاح و تأسیس مدارس بچگانه  به‌وسیله کارمندان وزارت مستعمرات است. در این مدارس از همان ابتدای کودکی باید بچه‌های مسلمان را ضدّ علمای اسلام تربیت کرد و بدیهای آنانرا به بچه‌ها گوشزد کرد و باید به آنها تلقین کرد که این علما، سرگرم لذائذ و عیش و نوشند و پول ملت را صرف خوشگذرانی خود می‌کنند. »[۳۸]

«هنگامی که امام در حومه پاریس به سر می‌بردند، و در ایران نفت کمیاب شد و مردم از نظر گرم کردن خانه‌های خود در فشار بودند، امام فرمودند:«من برای همدردی با ملت ایران، اتاق خود را سرد نگاه می‌دارم»[۳۹] و هم‌چنین «یادم هست، یک روز ، شخصی پیش امام آمد و درحالی که عبای مندرس خود را نشان داد و گفت: عبای من پاره است، به من کمکی بفرمائید، امام دنبال عبای خود گشت و آن را به او نشان داد و فرمودند: ببین عبای من هم پاره است.»[۴۰]

 

ویژگی دوازدهم: توفیق الهی

علاوه بر همه‌ی آن مطالب، هر انسانی در انجام کارها، نیازمند عنایت و توفیق از جانب خداوند عالمیان است و تا لطف الهی شامل حال او نشود، موفق به انجام کارها نخواهد شد و هر کوششی بدون توفیق الهی صورت گیرد، سودی نخواهد داشت . حضرت علی علیه السلام فرمودند: «لا ینفع اجتهاد بغیر توفیق»[۴۱] یعنی «کوششی که با توفیق همراه نباشد سودی ندارد.» حضرت شعیب علیه السلام می‌فرماید: «وما توفیقی الّا بالله»؛ «توفیق من جز به خدا نیست.» حضرت رضا علیه‌السلام فرمودند: «من سال الله التوفیق ولم یجتهد فقد استهزء بنفسه»[۴۲] ؛«کسی که از خداوند توفیق را مسئلت نماید، ولی کوشش نکند، خود را به تمسخر گرفته است.»

عوامل دیگری نیز برای به موفقیت رسیدن انسان می‌توانند مؤثّر باشند؛ از جمله:

  1. عشق به تربیت افراد نیک سیرت
  2. همّت بلند و اراده قوی
  3. روش شناسی تعلّم
  4. مطالعه و مباحثه و تحقیق
  5. درک نیازهای علمی و فرهنگی جامعه و شناخت مقتضیات زمان و مکان
  6. دوری ازصفات زشت مانند: ریاء، بخل، وسواس، دوروی، غرور، حب دنیا، تنبلی، غیبت، تعصب، سخن چینی و سوء ظن و تقویت صفات نیکو در خود همانند: تصدق، حسن خلق، صدق، کتمان معایب دیگران و ولایت.

نتیجه گیری

در نتیجه طلاب و تمامی افرادی که تشنه کمال حقیقی و رسیدن به موفقیت هستند باید صفات خوبی که مطرح شد را در خود قوی و صفات زشت را از خود دور کنند و با تقویت صفات علما در خود و عبرت گرفتن از اعمال آن ها که در قرآن نیز ذکر شده است:«لقد کان فی قِصصهم عبره لاولی الالباب»[۴۳]

تنها کسانی  از تاریخ عبرت می گیرند که صاحبان خرد باشند. می توانند در این مسیر الهی خود را به آن کمال حقیقی برسانند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع و مآخذ:

 

  1. قرآن کریم
  2. سیمای فرزانگان / رضا مختاری / مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قرآنی۱۳۷۱
  3. آداب الطلاب / شاکر برخوردار فرید / موسسه انتشاراتی لاهوت / پاییز ۸۷
  4. منیه المرید / شهید ثانی ره / مکتب اعلام اسلامی / ۱۳۶۸

 

 

 

 

[۱] شمس/۹

[۲] منیه المرید/۸۲

[۳]  کشف الغمّه /۱۱۶

[۴] رساله سیر و سلوک منسوب به بحرالعلوم /۱۵۹-۱۶۰

[۵] بقره /۲۸۲

[۶] اصول کافی ج۱ /۵۰

[۷] بحار ج۵۳ /۱۷۵

[۸] مریم /۵۱-۵۲

[۹] لم یزدِد من الله الّا بعدا «الکافی ج۱، ص۴۵؛ باب استعمال علم»

[۱۰] منیه المرید /۱۱۱

[۱۱] بحارالانوار ج۷۰ /۲۴۹

[۱۲] ذاریات /۵۶

[۱۳] و من اللیل فتهجد به نافله لک عسی ان یبعثک ربک مقاما محمودا؛ «اسراء/ ۷۹»

    پاسی ازشب را قرآن بخوان این وظیفه ای برای توست، امید است پروردگارت تو را به مقامی در خور ستایش براتگیزد.

[۱۴] اسرار الصلوه /۲۸۹

[۱۵] «فرازهایی از ابعاد ….» /۲۰

[۱۶] ان الله یحب المتوکلین «آل عمران/ ۱۵۹»

[۱۷] ویژگی‌هایی اززندگی امام خمینی، ص/۱۲۰-۱۲۷

[۱۸] سوره فرقان /۷۷

[۱۹] زندگی نامه چهل تن از مشاهیر شیعه / ص۳۳۶

[۲۰] سوره مجادله /۱۱

[۲۱] نهج البلاغه / نامه ۳۱

[۲۲] سوره توبه /۱۲۸

[۲۳] سوره شعراء /۳

[۲۴] سوره فرقان /۶۳

[۲۵] سوره فرقان /۷۲

[۲۶] سوره نور /۲۲

[۲۷] سوره بقره /۲۳۷

[۲۸] سوره فصلت /۳۴

[۲۹] نهج‌البلاغه /۳۰۵ ، خطبه همّام (۱۹۳)

[۳۰]سوره فاطر/ ۴۳ : این نیرنگ ها فقط دامان صاحبانش را می‌گیرد.

[۳۱] سوره هود /۱۱۳

[۳۲] سوره شعراء /۲۱۵

[۳۳] سوره فرقان /۶۳

[۳۴] سوره اعراف /۱۶۹

[۳۵] بیدار گران اقالیم قبله /۲۱۷

[۳۶] همان کتاب /۱۱۳

[۳۷] نهج البلاغه /۷۰۵-۷۰۶

[۳۸] «خاطرات سیاسی و تاریخی مستر همفر در کشورهای اسلامی» /۱۴۵

[۳۹] «تفسیر آفتاب» /۴۰۶

[۴۰] «فرازهایی از ابعاد» /۷۰

[۴۱] غررالحکم / ح۴۰۰۱

[۴۲] بحار ج ۷۵، ص۳۵۶

[۴۳] سوره یوسف/ ۱۱۱

دیدگاه ها
دیدگاه شما
ایمیل شما در نظر منتشر نخواهد شد