آرشيو
آموزش
آرشيو
پژوهش
تاریخ  تاریخ : ۲۱ اسفند ۱۳۹۵
تعداد بازدید  تعداد بازدید : 402 views مرتبه

محمود وافی ۴

مقدمه

بدون شک دانستن تاریخ پیدایش و تحوّل هر علم در درک مسائل آن علم نقش بسزایى دارد‌ و هنگامى مى‌توان سیر تطوّر یک علم را بررسى کرد که از آثار و شیوۀ کار علمى دانشمندان در آن رشته آگاهى داشت. بنا بر این، تحقیق و تتبّع در تاریخ فقه و فقها و به تبع آن آشنایى با تاریخ اصول فقه و دانشمندان این علم براى درک بهتر این دانشها امرى ضرورى است.

در تاریخ فقه هفت حوزه را می توان بررسی کرد:

۱)پیدایش دانش

۲)مراکز آموزشی دانش

۳)دانشمندان

۴)تالیفات در حیطه ان دانش

۵)دگرگونی های مسائل دانشی

۶)سبک های پژوهشی

۷)آثار خارجی دانش

هر یک از این حوزه ها نیاز به کتاب های زیادی دارد ولی ما بنابر وسع خودمان در این مقاله بر این شدیم که به بحث ادوار فقه که شاکله این بحث ها است،بپردازیم بنابر این در ابتداء به ضرورت بررسی ادوار فقه می پردازیم و سپس به طور اختصار با  چندی از ادوارنگاری های اساتید معظم آشنا می شویم.

 

 

 

 

ضرورت بررسی ادوار فقه شیعه

برای بررسی ادوار فقه دلایل مختلفی ذکر کرده اند که برخی از انها در کتب ادوار فقه آمده است از جمله:

۱) علم اجمالى بتکالیف و احکام.

۲) علم تفصیلى به مناسبات صدورى احکام

۳) آگاه شدن از چگونگى تحقق یا عدم تحقق اجماع

۴) اطلاع یافتن از طرز تفقه در دوره‌هاى اولیۀ اسلام

۵) علم به مذاهب اصلى و مهم فقهى و زمان حدوث و معرفت مؤسس و زعیم آنها

۶) توجه به جهاتى چند که در مقام تعدیل و ترجیح اقوال مختلف سودمند مى‌باشد.[۱]

۷)و ….

ضرورت بررسی ادوار فقه از دید استاد مطهری

برای درک بهتر نتایج بررسی ادوار فقه به گزیده ای از سخنان شهید مطهری درباره ی نتایج بررسی ادوار فقه اکتفا می کنیم.ایشان در درس پنجم از دروس فقه از سری کتب آشنایی با علوم اسلامی می فرمایند:

{الف. از قرن سوم تاکنون فقه یک حیات مستمر داشته و هرگز قطع نشده است. حوزه‏هاى فقهى بدون وقفه در این یازده قرن و نیم دایر بوده است. رابطه استاد و شاگردى در همه این مدت هرگز قطع نشده است. اگر فى المثل از استاد بزرگوار خود مرحوم آیه اللَّه بروجردى شروع کنیم مى‏توانیم سلسله اساتید فقهى ایشان را تا عصر ائمه اطهار به‏طور مسلسل بیان نماییم. چنین حیات متسلسل و متداوم یازده قرن و نیمى ظاهراً در هیچ تمدن و فرهنگ دیگر غیر از تمدن و فرهنگ اسلامى وجود ندارد. استمرار فرهنگى به معنى واقعى- که یک روح و یک حیات، بدون هیچ وقفه و انقطاع، طبقات منظم و مرتب و متوالى را در قرونى اینچنین درازمدت به یکدیگر پیوند دهد و یک روح بر همه حاکم باشد- جز در تمدن و فرهنگ اسلامى نتوان یافت. در تمدن و فرهنگهاى دیگر، ما به سوابق طولانى ترى احیاناً برمى‏خوریم ولى با وقفه‏ها و بریدگیها و انقطاعها.

همچنانکه قبلًا نیز یادآورى کردیم اینکه قرن سوم را که مقارن با غیبت صغراست مبدأ قرار دادیم نه بدان جهت است که حیات فقه شیعه از قرن سوم آغاز مى‏شود، بلکه بدان جهت است که قبل از آن عصر، عصر حضور ائمه اطهار است و فقهاى شیعه تحت الشعاع ائمه‏اند و استقلالى ندارند، والّا آغاز اجتهاد و فقاهت در میان شیعه و آغاز تألیف کتاب فقهى به عهد صحابه مى‏رسد. چنانکه گفتیم اولین کتاب را علىّ بن ابى رافع (برادر عبیداللَّه بن ابى رافع، کاتب و خزانه‏دار امیرالمؤمنین علیه السلام در زمان خلافت آن حضرت) نوشته است.

ب. برخلاف تصور بعضى‏ها معارف شیعه و از آن جمله فقه شیعه تنها به وسیله فقهاى ایرانى تدوین و تنظیم نشده است. ایرانى و غیر ایرانى در آن سهیم بوده‏اند. تا قبل از قرن دهم هجرى و ظهور صفویه غلبه با عناصر غیر ایرانى است و تنها از اواسط دوره صفویه است که غلبه با ایرانیان مى‏گردد.

ج. مرکز فقه و فقاهت نیز قبل از صفویه ایران نبوده است. در ابتدا بغداد مرکز فقه بود. سپس نجف وسیله شیخ طوسى مرکز شد. طولى نکشید که جبل عامل (از نواحى جنوبى لبنان فعلى) و پس از آن و قسمتى مقارن با آن حِلّه- که شهر کوچکى است در عراق- مرکز فقه و فقاهت بود. حلب (از نواحى سوریه) نیز مدتى مرکز فقهاى بزرگ بوده است. در دوران صفویه بود که مرکزیت به اصفهان انتقال یافت و در همان زمان حوزه نجف وسیله مقدس اردبیلى و دیگر اکابر احیا شد که تا امروز ادامه دارد. از شهرهاى ایران تنها شهر قم است که در قرون اول اسلامى، در همان زمان که بغداد مرکز فقاهت اسلامى بود، وسیله فقهایى نظیر على بن بابویه و محمد بن قولویه به صورت یکى از مراکز فقهى درآمد همچنانکه در دوره قاجار وسیله میرزا ابوالقاسم قمى صاحب قوانین نیز احیا شد و بار دیگر در سال ۱۳۴۰ هجرى قمرى یعنى در حدود ۵۶ سال پیش وسیله مرحوم حاج شیخ عبد الکریم حائرى یزدى احیا شد و اکنون یکى از دو مرکز بزرگ فقهى شیعه است.

علیهذا گاهى بغداد، زمانى نجف، دوره‏اى جبل عامل (لبنان)، برهه‏اى حلب (سوریه)، مدتى حلّه (عراق)، عهدى اصفهان و دورانهایى قم مرکز نشاط فقهى و فقهاى بزرگ بوده است. در طول تاریخ، مخصوصاً بعد از صفویه در شهرهاى دیگر ایران از قبیل مشهد، همدان، شیراز، یزد، کاشان، تبریز، زنجان، قزوین و تون (فردوس فعلى) حوزه‏هاى علمیه عظیم و معتبرى بوده است ولى هیچ یک از شهرهاى ایران به استثناى قم و اصفهان، و در مدت کوتاهى کاشان، مرکز فقهاى طراز اول نبوده و عالیترین و یا در ردیف عالیترین حوزه‏هاى فقهى به شمار نمى‏رفته است. بهترین دلیل بر نشاط علمى و فقهى این شهرها وجود مدارس بسیار عالى و تاریخى است که در همه شهرستانهاى نامبرده موجود است و یادگار جوش و خروشهاى علمى دورانهاى گذشته است.

د. فقهاى جبل عامل نقش مهمى در خط مشى ایران صفویه داشته‏اند. چنانکه مى‏دانیم صفویه درویش بودند. راهى که ابتدا آنها براساس سنت خاص درویشى خود طى مى‏کردند اگر با روش فقهى عمیق فقهاى جبل عامل تعدیل نمى‏شد و اگر وسیله آن فقها حوزه فقهى عمیقى در ایران پایه گذارى نمى‏شد، به چیزى منتهى مى‏شد نظیر آنچه در علویهاى ترکیه و یا شام هست. این جهت تأثیر زیادى داشت‏ در اینکه اولًا روش عمومى دولت و ملت ایرانى از آن گونه انحرافات مصون بماند و ثانیاً عرفان و تصوف شیعى نیز راه معتدلترى طى کند. از این رو فقهاى جبل عامل از قبیل محقق کَرَکى و شیخ بهائى و دیگران با تأسیس حوزه فقهى اصفهان حق بزرگى به گردن مردم این مرز و بوم دارند.

ه. همان‏طور که شکیب ارسلان گفته است: «تشیع در جبل عامل زماناً مقدم است بر تشیع در ایران.» و این یکى از دلایل قطعى بر رد نظریه کسانى است که تشیع را ساخته ایرانیان مى‏دانند. بعضى معتقدند نفوذ تشیع در لبنان وسیله ابوذر غِفارى صحابى مجاهد بزرگ صورت گرفت‏. ابوذر در مدت اقامت در منطقه شام قدیم- که شامل همه یا قسمتى از لبنان فعلى نیز بود- همدوش مبارزه با ثروت اندوزیهاى معاویه و سایر امویان مرام پاک تشیع را نیز تبلیغ مى‏کرد.}[۲]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شیوه های ادوارنگاری فقه

از دیدگاه استاد سبحانی

ایشان در جلد دوم کتاب الفقه الاسلامی منابعه و ادواره با یک مقدمه در باب ادوار فقه اسلامی،نیاز به تاریخ فقه،شیوه های تاریخ فقه نگاری بحث را شروع میکنند و انگاه در دو بخش کلی به ادوار فقه اهل سنت و ادوار فقه شیعه می پردازند.

بخش اول:ادوار فقه اهل سنت

دوره اول:عصر صحابه و تابعان(از رحلت پیامبر(ص) تا اوایل قرن دوم)

دوره دوم:عصر ظهور مذاهب فقهی(اوایل قرن دوم تا اوایل قرن چهارم)

دوره سوم:عصررکود حرکت اجتهادی(اوایل قرن چهارم تا اواسط قرن هفتم)

دوره چهارم:عصر انحطاط فقهی(اواسط قرن هفتم تا اواخر قرن سیزدهم)

دوره پنجم:عصر بازگشت به تحرک فقهی(اواخر قرن سیزدهم تا امروز)

بخش دوم:ادوار فقه شیعی

دوره اول:عصر حرکت حدیثی و اجتهادی(۱۱ ه.ق تا ۲۶۰ ه.ق)

مولف دانشمند در ابتداء ضمن بیان اینکه مرجع اصلی در باب شریعت پیامبر و انگاه پس از ایشان عترتند به ذکر فقهای شیعه در این دوران می پردازند و به طور مشخص به زمان دو امام بزرگوار(باقر و صادق علیهما السلام) اشاره می کند.سپس به اصول و مصنفات این فقیهان می پردازد و در پی ان افرادی را که به تعلم فقه از ائمه پرداخته اند با ذکر هر امام بر می شمرد. انگاه اصول و کلمات جامع ائمه در مورد احکام فقهی(۲۰۸حدیث) را نقل می کند. تدوین نزد شیعه مطلب مورد بحث بعدی است که مدونان،تقسیم شده در۳ طبقه، یک به یک یاد می شوند.اسلوبهای مختلف تدوین فقه در این دوره نیز مورد بررسی قرارمی گیرند که عبارتند از:

۱)تدوین فقه از طریق گرداوری احادیث بدون هیچ نظم و ترتیب

۲)تدوین فقه از طریق تبویب و تنظیم احادیث(که همین شکل،شیوه غالب در این دوره بوده است)

۳) فقه روایی همراه با تعابیر مولف.

از این میان کتابهای چند تن از اصحاب ائمه و نیز نمونه هایی از فتاوای انان نقل می شود و سر انجام مراکز فقهی شکوفا شده در این دوره (مدینه،کوفه،قم،ری)بررسی می شوند.

دوره دوم: عصر شیوه حدیث و اجتهاد( ۲۶۰ ه.ق تا۴۶۰ ه.ق)

در این بخش در بحث از شیوه حدیث،محدثان بزرگ شیعه مشایخ،شاگردان،و راویان از آنان و در بحث از شیوه اجتهاد بزرگان این مکتب از ابراهیم بن محمد ثقفی تا شیخ طوسی همراه با خصایص فقهی برجستگان این مسلک به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته اند.

دوره سوم:عصر رکود(۴۶۰ ه.ق تا ۶۰۰ ه.ق)

در این دوره به علت انکه عظمت مثال زدنی شیخ طوسی بر محافل علمی شیعی سایه افکنده بود تحرک علمی خاصی به چشم نمی خورد و اجتهاد جدیدی مشهود نیست. در عین حال کار های قابل توجهی نیز انجام شده است که از ان جمله می توان به تدوین یک دائره المعارف فقهی توسط ابن سراج،تدوین متون فقهی،توجه به علم اصول و توجه به فقه القران اشاره کرد. مولف محترم فقهای برجسته این دوره را نیز به تفصیل برمی شمرد.

دوره چهارم: عصر تجدید حیات فقهی(۶۰۰ ه.ق تا۱۰۳۰ ه.ق)

در این دوره با ظهور ابن ادریس حلی،عصر رکود و تقلید به پایان می رسد و دوباره باب اجتهاد باز می شود. مولف محترم در این بخش به ذکر فقهای برجسته شیعه بر اساس تاریخ می پردازد و بزرگان هر قرن را با ذکر اثار و خصوصیات فقهی هر یک به طور جداگانه یاد می کند و مشخصه های فقهی هر قرن را نیز مورد اشاره قرار می دهد.

 

دوره پنجم:عصر ظهور اخباری گری(۱۰۳۰ ه.ق تا۱۱۸۵ ه.ق)

این بخش به بررسی مسلک اخباریگری(چه افراطی و چه معتدل)،علل پیدایش آن،تاثیرات ان، علمای بزرگ این مسلک، و سر انجام دیگر علمای بزرگ شیعه که در این دوران به مقابله با این حرکت پرداختند،می پردازد.

دوره ششم:عصر بالا گرفتن تحرک فقهی(۱۱۸۰ ه.ق تا ۱۲۶۰ ه.ق)

این عصر با افول حرکت اخباری گری بر اثر تلاشهای همه جانبه محقق بزرگ اقا وحید بهبهانی شروع می شود و با کوشش های فراوان شاگردان برجسته او (۲۴ تن)  ادامه می یابدو بزرگترین مشخصه های ان بالا گرفتن تحرک فقهی ، توجه به علم اصول و پیدایش ابتکارات اصولی از زمان محقق بهبهانی و ریشه کن شدن مسلک اخباری گری است.

دوره هفتم:عصر ابداع فقهی(۱۲۶۰ ه.ق تا ۱۴۱۸ ه.ق)

پیشگام این عصر ، شیخ مرتضی انصاری است که این ابداعات را بنیاد نهاد و شاگردانش ان را پی گرفتند. این بخش به معرفی یکایک این بزرگان به طور جداگانه،تا عصر حاضر ، می پردازد.[۳]

 

 

 

 

 

 

 

از دیدگاه استاد جناتی

ایشان در ابتداء می فرمایند فقه اسلامی از اغاز پیدایش خود در مدینه پیشرفت های فراوانی کرده و دوره های متعددی را پشت سر نهاده است این مراحل و دوره ها به ترتیب زیر است:

  • مرحله تشریع:

این مرحله از نخستین روز بعثت پیامبر(ص) در سن چهل سالگی آغاز می شود و تا روز وفات حضرت در سال ۱۱ ه.ق ادامه می یابد. بنابراین مرحله تشریع مدت بیست و سه سال طول می کشد و با رحلت ایشان دوره تشریع پایان می پذیرد.

مولف در این مرحله از کیفیت پیدایش فقه ، خاستگاه فقه و تشریع در این دوره ، مکان و زمان وحی ، چگونگی دعوت پیامبر ، تدوین فقه و شریعت ، وضعیت کلمه فقه و فقیه و نشر و گسترش فقه سخن به میان می اورند و پیرامون انها بحث می نمایند.

  • مرحله تدوین و تبیین:

بنا به عقیده شیعه شیعه امامیه این دوره از زمان تشریع اغاز شده و تا پایان ایام غیبت صغری و مقداری از زمان غیبت کبرای حضرت صاحب الامر ادامه یافته است و این مرحله حدود ۳۰۰ سال طول کشیده است.

مولف بعد از توضیح مختصر این مرحله به امتیازات فقه شیعه و بحث اختلاف در تدوین فقه و حدیث

پرداخته اند.

  • مرحله دسته بندی و تهذیب:

این دوره از روز غیبت کبرای امام منتظر(عج) در سال۳۲۸ ه.ق اغاز شده و تا وفات فقیه بزرگوار شیخ مفید در سال ۴۱۳ ه.ق یعنی بیش از هفتاد سال ادامه یافته است.

در ادامه این بخش مولف به معرفی شخصیتهای این دوره از جمله شیخ مفید و ابن ابی عقیل و ابن جنید اسکافی و سید مرتضی و کتابهای حدیث در این دور پرداخته اند.

 

  • مرحله گسترش مسائل فقه:

این دوره از زمان مجتهد شیخ الطائفه طوسی(۳۸۵ ه.ق) شروع شده و به مدت بیش از یکصد سال تا زمان فقیه نو اندیش ابن ادریس(۵۵۸ ه.ق) ادامه یافته است.

سپس مصنف به رکود نسبی بحث فقهی در این مرحله و علت رکود بحث فقهی بعد از شیخ می پردازند.

  • مرحله استدلال و استنباط:

این دوره از زمان مرحوم ابن ادریس حلی (۵۵۸ ه.ق)شروع می شود و تا زمان مرحوم محقق حلی (۶۸۰ ه.ق) ادامه می یابد.و در مجموع بیش از یکصد سال به طول می انجامد.

  • مرحله گسترش فقه و استدلال در فروع:

این دوره از زمان علامه حلی (۶۴۸ ه.ق) شروع می شود تا زمان مجدد بزرگ وحید بهبهانی ادامه می یابد.

مولف محترم بعد از مختصری توضیح در مورد کلیات این مرحله به معرفی شخصیت های این دوره از جمله علامه حلی و فخرالمحققین و شهید اول و مرحوم کرکی و شیخ علی بن عبدالعالی میسی و شهید ثانی و پدر شیخ بهائی و آیه الله سید محمد مولف کتاب مدارک الاحکام و به معرفی کتابهای حدیثی این دوره می پردازند.

  • مرحله رشد و تکامل:

این دوره از عصر علامه و اقا وحید بهبهانی شروع شده و تا زمان شیخ مرتضی انصاری ادامه می یابد.

بعد از توضیح مصنف درباره ی این دوره،مولف به رجال علمی این دوره پرداخته اند.

  • مرحله تدقیق:

این مرحله از زمان شیخ انصاری شروع می شود و به زمان معلم بزرگوار مرحوم آخوند ملا محمد کاظم خراسانی خاتمه می یابد.

مولف در ادامه به ویژگی های کتاب مکاسب و رجال هم عصر با شیخ انصاری پرداخته اند.

  • مرحله تلخیص:

این مرحله از زمان مرحوم آخوند شروع شده و تاکنون ادامه دارد و علمایی از جمله مرحوم سید محمد کاظم یزدی و اقا ضیاء عراقی و شیخ محمد حسین اصفهانی و مرجع بزرگ آیه الله سید محسن حکیم در این دوره قرار دارند.[۴]

 

از دیدگاه استاد شهابی

مولف در سر اغاز کتاب ادوار فقه بحثی در مورد قانون بیان کرده و اینکه اعتبار اصل وجود قانون چه ارزشی دارد و دارای چه درجه و مقامی است.

سپس ایشان به تبیین معنای کلمه فقه می پردازند و تعریف ادوار فقه را بیان می کنند که عبارت است از (علم به گذشته احکام عملی اسلامی از حیث صدور و عوارض و از حیث استنباط و لوازم و مناسبات آن) و از فوائد یادگیری آن سخن به میان می اورند.[۵]

در ادامه به تاریخ ادوار فقه می پردازند و می گویند:

تاریخ ادوار فقه به طور طبیعی دو مرحله دارد:

۱)دوره تشریع یا دوره صدور احکام:

صدور احکام این دوره در زمان نبوت پیامبر،یعنی از آغاز بعثت تا زمان رحلت است. پس جستجو و تحصیل صدور احکام این دوره بیست و سه ساله پیامبر بوده است. اکنون باید دانست که چون دوره زندگی پیامبر بعد از بعثت دو مرحله داشت، یعنی مدتی را در مکه و مدتی را در مدینه سپری نمود و در هر یک از این دو مرحله احکامی صدور یافته مانند آیات و سوره های شریفه قران که مبدا ومرجع احکام است، به این اعتبار به مکی و مدنی انقسام یافته و مناسب است که برای احکام در دوره صدور آنها نیز این دو قسمت رعایت شود، پس دوره صدور این احکام از بعثت تا هجرت و از هجرت تا رحلت است.

مولف کتاب اتفاقات تاریخی زمان پیامبر را در این بخش می آورد مانند اولین کسانی که به اسلام ایمان اوردند ، اولین نمازگزارن و …

از دیگر فصول این بخش عبارتند از:

۱-از هجرت تا رحلت

۲- احکام صادره از مدینه

۳- ختام دوره صدور

۲)دوره تفریع یا دوره استخراج و استنباط احکام:

دوره تشریع و صدور ان که مدت بیست و سه سال طول کشید و با رحلت پیامبر پایان یافت و راه وحی انسداد پذیرفت. در این مدت خداوند کلیه  احکام را بر قلب پاک پیامبر نازل می کرد و ان احکام در ان زمان به مردم ابلاغ گردید واز ان پس نوبه ی ان رسیدکه جزئیات و فروع انها که مورد توجه و محل نیاز و ابتلاء می گردد استخراج شود،پس برای فقه دوره ای دیگر پدید امد و ان اصول ثابت در این دوره رو به نمو نهاد و شاخ و برگ انها افزایش یافت و بار انها در همه عالم  استفاده شد. در دوره صدور مدرک اولیه استنباط برای دوره های بعد که از زمان رحلت اغازیافته و به انقراض بشر پایان می یابد تهیه گردید و در حقیقت اغاز تحول فقه پس از صدور ان مدارک به تحقق پیوسته و ادوار تفقه از انقضاء ان دوره به میان امده است.

دوره تفریع و استنباط به طور کلی به چهار عصر تقسیم می شود:

۱-عهد صحابه

۲-عهد تابعان تا زمان غیبت صغری:

  • تا زمان صادقین(ع) (۱۸۴ ه.ق)
  • از زمان بعد حضرت صادق تا زمان غیبت صغری(۲۶۰ ه.ق)

۳-عهد نواب تا غیبت کبری

۴-عهد غیبت کبری تا عصر حاضر:

  • از اغاز غیبت کبری(۳۲۹ ه.ق) تا زمان شیخ طوسی(۴۶۰ ه.ق)
  • از عصر شیخ طوسی تا عصر علامه حلی( ۷۲۶ ه.ق)
  • از عصر علامه حلی تا عصر اقا باقر بهبهانی(۱۲۰۸ ه.ق یا ۱۲۰۶ ه.ق)
  • از عصر اقا بهبهانی تا زمان حاضر[۶]

از دیدگاه استاد عبدی

مولف محترم در ابتداء به بررسی تاریخ پیدایش فقه و سپس مراکز دانشی فقه و بعد از ان به دوره های فقه شیعه می پردازند.

ایشان در ادامه ادوار فقه را به دو بخش کلی و اساسی تقسیم می کنند:

۱)عصر نص(از زمان ظهور اسلام تا عصر غیبت- حدود۲۶۰ سال-)

این عصر خود سه دوره مهم دارد:

  • دوره پیدایش نص(احداث):از ظهور اسلام تا ابتدای زمان امام باقر(ع) و امام صادق(ع)
  • دوره گسترش نص(توسعه):عصر امام باقر(ع) و امام صادق(ع)
  • دوره پایان نص(تکمیل):عصر امام کاظم(ع) تا زمان غیبت

۲)عصر استنباط(از زمان غیبت تا کنون)

این عصر خود شش دوره مهم دارد:

  • دوره تولد وتوسعه(غیبت-۴۶۰ ه.ق)
  • دوره توقف توسعه(۴۶۰ ه.ق -۶۰۰ ه.ق)
  • دوره حرکت های جدید(۶۰۰ ه.ق -۱۰۰۰ ه.ق)
  • دوره توقف دفاعی(۱۰۰۰ ه.ق -۱۲۰۰ ه.ق)
  • دوره تعمیق تحقیقات(۱۲۰۰ ه.ق -۱۴۰۰ ه.ق)
  • دوره تحقیقات کاربردی(۱۴۰۰ ه.ق تا کنون)

البته مصنف در تمام این ادوار به جریانات و مبدا اصلی هر دوره پرداخته اند و فقهاء بزرگ هر دوره را ذیل ان دوره نام برده اند و به مختصری از اقدامات و تالیفات ان ها اشاره کرده اند.[۷]

 

نتیجه گیری

این نباید ناگفته بماند که کار این اساتید دارای امتیازات حایز اهمیتی است مثل اهتمام به فقیهان هر دوره و معرفی انها و بررسی خصوصیات هر دوره و …ولی نکاتی در هر شیوه نگاری هست که مختصرا به انها می پردازیم:

از دیدگاه استاد سبحانی دوره نبوی از دوره ائمه اطهار تمایز داده نشده است و مجزا نیست ه به ظاهر بهتر بود این دو دوره مجزا اورده شود.علاوه بر این ایجاد حکومت اسلامی و شکل گیری انقلاب و مشکلات عملی ساختن فقه بعد از انقلاب مبدا ورود به دوره جدید قرار داده نشده است در حالی که انقلاب مبدا وروود به این دوره جدید و فقه حکومتی است.

اما در دیدگاه استاد جناتی و شهابی و عبدی یک نکته اساسی که در تدوین ادوار فقه بسیار مهم است رعایت نشده است و آن این که در ادوار نگاری باید مبدا و انتهای هر دوره به دقت مشخص شود که زیاد به انها پرداخته نشده است.

ولی در دیدگاه استاد شهابی نکته ی دیگر حائز اهمیت است و آن اینکه تحولات فقه در عصر غیبت کبری بسیار به صورت کلی بیان شده است،در حالی که باید این دوره به صورت دقیق بررسی شود چون یکی از مهمترین دوره هاست مثل دوره ی اخباریون و ظهور ابن ادریس در این دوره که بسیار حائز اهمیت است.

اما ان کاری که در مورد ادوار فقه به نظر می رسد کامل تر و دقیق تر است ادوار نگاری حضرت استاد سبحانی است که هم مبدا و منتهای ادوار را نسبتا مشخص کرده اند و هم به معرفی دقیق فقیهان هر دوره و خصوصیات تمایز دهنده هر دوره اشاره کرده اند.

 

 

 

منابع

۱) عبدی / محمد حسین / ۱۳۸۷/ رهیافتی به دانش فقه / قم / انتشارات انصاریان

۲) خراسانى، محمود شهابی /۱۴۱۷ ه‍ ق/ تاریخ فقه و تحولات آن/ تهران/ سازمان چاپ و انتشارات‌

۳) گرجى، ابو القاسم/۱۴۲۱ ه‍ ق/تاریخ فقه و فقها/تهران/مؤسسه سمت

۴) تبریزى، جعفر سبحانى‌/۱۴۲۴ ه‍ ق/أدوار الفقه الإمامی/قم/مؤسسه امام صادق علیه السلام

۵) ‌تبریزى، جعفر سبحانى/تاریخ الفقه الإسلامی و أدواره‌/نرم افزار نور

۶) ‌شاهرودى، محمد ابراهیم جناتى/ ادوار فقه و کیفیت بیان ان/نرم افزار نور

 

۱-ادوار فقه/ص۱

۱-  مجموعه آثار شهید مطهری/ ج ۲۰/ ص ۸۹

۱-الفقه الاسلامی منابعه و ادواره/ ج ۲

۱- ر.ج:کتاب ادوار فقه و کیفیت بیان ان

۱-ادوار فقه/ص ۱

۱-ادوار فقه/ص ۴۴

۱-رهیافتی به دانش فقه/ص ۷۳

دیدگاه ها
دیدگاه شما
ایمیل شما در نظر منتشر نخواهد شد